جامع عباسی - طبع قديم - شيخ بهائى - الصفحة ٢٦ - فصل و اما آب كر
يكى از براى مسح رو و يكى از براى مسح دستها و بعضى برآنند كه در تيمّمى كه بدل وضو باشد دو نوبت دست بر خاك بايد زدن بطريق تيمّمى كه بدل غسل است و اين مذهب اصحّ[١] است و امّا آن هفت امر كه در تيمّم سنّت است:
اوّل آن كه خاك تيمّم خالص باشد يعنى ممزوج بغير خاك نباشد هر چند اطلاق اسم خاك بر آن توان كرد.
دوّم آن كه خاك تيمّم از زمين مرتفع باشد.
سيّم آن كه در وقت زدن كف دست بر خاك انگشتان را از يكديكر دور سازد.
چهارم آن كه بعد از دستها بر زمين زدن هر دو دست را بتكاند.
پنجم آن كه اگر كف دست كسى را قطع كرده باشند جاى قطع را به خاك مسح كند.
ششم آن كه تيمّم را به آخر وقت اندازد هر چند كه در آخر وقت آب يافت نخواهد شد.
هفتم آن كه جهة هر نماز تيمّم على حدّه كند هر چند تيمّم سابق نقض نشده باشد.
امّا آن دو امر كه در تيمّم مكروهست:
اوّل بريگ تيمّم كردن.
دوّم بر زمين شوره تيمّم كردن
مطلب دوّم در بيان مسائل طهارتى كه احتياج به نيّت ندارد
اين طهارت را ازاله نجاسات گويند و ازاله نجاسات به دوازده چيز مىشود كه در شرع آنها را
مطهّرات
گويند اوّل آب دوّم زمين سيّم آفتاب چهارم آتش پنجم استحاله ششم انتقال هفتم انقلاب هشتم نقص نهم اسلام دهم زوال عين يازدهم مسح به طاهر دوازدهم تبعيّت و احكام اين مطهّرات دوازده كانه به تفصيل مذكور مىشود امّا
احكام آب
كه اوّل پاك كنندههاست بدان كه آب يا مطلق است يا مضاف و آب مطلق آنست كه در عرف و عادت آب گويند بىآن كه قيدى به او باشد و مضاف آنست كه با قيد آب گويند مثل آب كل و آب غوره و آب مطلق يا جاريست يا غير جارى و آب غير جارى چهار قسم است آب مساوى كر و آب كم از كر و آب زياده بر كر و آب چاه پس آب مطلق به پنج قسم منقسم شد امّا آب جارى در شرع آبيست كه از زمين بجوشد غير آب چاه و آن به ملاقات نجاست نجس نمىشود اگر چه كمتر از كر باشد مگر آن كه رنگ يا بو يا طعم آن به نجاست تغيير يابد و آب باران ما دام كه مىبارد حكم آب جارى دارد و آب حمّام نيز حكم آب جارى دارد اگر متّصل بماده باشد كه آن مادّه كر يا زياده بر كر باشد
فصل و امّا آب كر
آبيست كه مساحت آن در طول و عرض و عمق چهل و دو وجب و هفت ثمن وجب باشد به وجب مستوى الخلقه و آن بوزن يك هزار و دويست رطل بوزن عراق عربست و هر رطلى يك صد و سى درهم شرعيست و هر درهمى چهل و هشت جو متوسّط است پس رطل عراق عرب شش هزار و دويست و چهل جو متوسّط است پس كر هفت هزار هزار و يك صد و چهل هزار جو متوسّطه است و اين آب
[١] و اگر يك نوبت دست بر خاك زنند و پيشانى و پشت دستها را مسح كنند و نوبت ديگر بزنند و پشت دستها را مسح نمايند احوط است صدر دام ظلّه