طب النبي وطب الصادق (روش تندرستي در اسلام) - مستغفري، جعفر؛ خليلي، محمد - الصفحة ٧٠ - طب امام صادق
دينى و بسيارى از حفّاظ و بزرگان حديث از مدرسه او فارغ التحصيل شدهاند، تا جايى كه سخن او فصل خطاب و بالاترين سخن شده و چون گفته مىشود امام صادق ٧ چنين گفته، علما در برابر سخن او تسليم مىشوند و به آنچه از او نقل شده اعتراف مىكنند و در برابر او خضوع دارند.
اكنون ما بعضى از رواياتى را كه به موضوع ما مربوط مىشود يعنى رواياتى كه راجع به علم طب است در اينجا مىآوريم. ولى به جهت رعايت اختصار مقدار اندكى از علم فراوان و فضل سرشار آن حضرت را در اين رساله مىآوريم چون در اين مختصر نمىتوان به طور كامل بر آن احاطه يافت. همچنين پيش از آغاز سخن، بجاست كه براى خواننده گرامى مطالبى را كه ذكر آنها را در اينجا لازم مىدانم، تذكر بدهيم تا طالب حقيقت غافل نباشد و گمراه نگردد و به سخنان بعضى از اهل غرض اعتنا نكند آنها كه مدعى هستند كه امام صادق ٧ اين علوم را از دانشمندان بيگانه و فلاسفه و اطبايى كه وارد جزيره العرب مىشدند، اخذ كرده است. چون به طورى كه خواهيم گفت، علم او چيزى جز نمودى از اشعه علم پيامبر ٦ نبود و او نيز علم خود را از وحى گرفته بود و از روى هواى نفس سخن نمىگفت بلكه آن چيزى جز وحى نبود، آنگاه پيامبر ٦ علم خود را به وصيّ خود واگذار كرد و در باره او فرمود: من شهر علمم و على دروازه آن