طب النبي وطب الصادق (روش تندرستي در اسلام) - مستغفري، جعفر؛ خليلي، محمد - الصفحة ٥٥ - طب نزد عربها
به عربى منتقل كرد، خالد بن يزيد بن معاويه اموى بود كه به او حكيم آل مروان مىگفتند و در سال ٨٥ هجرى درگذشت. هنگامى كه بنى مروان پس از برادر او معاوية بن يزيد خلافت را از وى ربودند، او به خاطر هوش سرشارى كه داشت به كسب علم پرداخت و براى همين بود كه پيش بعضى از دانشمندان رومى از جمله موريانوس رفت و از او خواست كه شيمى را به وى ياد دهد وقتى شيمى را ياد گرفت درخواست كرد كه اين علم به زبان عربى منتقل شود، مردى به نام اصطفان آن را ترجمه كرد و بدين گونه براى نخستين بار يك علم بيگانه به زبان عربى منتقل شد.
پس از اصطفان، ما سرجويه آمد و كتابهاى بسيارى در طب و فلسفه به عربى ترجمه كرد و بدين گونه بعضى از آثار علمى در زمان بنى اميه پديد آمد.
پس از خالد بن يزيد، طب دوران ركودى را سپرى كرد و اين دوران تا اواخر بنى اميه و عصر سفاح از بنى العباس ادامه يافت تا اينكه پس از مرگ سفاح در سال ١٣٦ خلافت به ابى جعفر منصور رسيد در اين موقع بود كه آثار پيشرفت ظاهر شد.
منصور به احكام نجوم عقيده داشت و هم در خلافت خود و هم پيش از آن مطابق با گفتههاى منجمان عمل مىكرد تا جايى كه هيچ كارى نمىكرد مگر پس از آنكه با منجم مخصوص خود «نوبخت» ايرانى و پسرش «ابو سهل» مشورت مىكرد. بسيارى از كتابهاى نجوم و