اخلاق نبوى - محدثى، جواد - الصفحة ٦٦ - ٣ - ساده پوشى
فريبنده دنيا و به ناز و نعمت آن دل نبستن و به جلوههاى مادى دل خوش نداشتن در همه شؤون زندگى وى متجلى بود، از جمله در كيفيّت و نوع لباس و فرش و زيرانداز ....
گاهى آن حضرت، روى حصير مىخوابيد، بى آنكه جز آن چيزى زيرش باشد.[١] هر چه فراهم بود مىپوشيد، چه قطيفهاى باشد كه به بركند يا بُرد عالى كه بپوشد، چه جبّه پشمين، هر چه كه از حلال مىيافت مىپوشيد:
«ما وَجَدَ مِنَ المُباحِ لَبِسَ».[٢]
مهم مباح بودن جامه بود كه براى رسول خدا اهميت داشت نه قيمت و جنس و دوخت و جذّاب بودن!
آن حضرت به صحابى پارسا ابوذر غفارى فرمود:
اى ابوذر! من لباس خشن و سخت مىپوشم، روى زمين مىنشينم، بر چهار پاى بىزين سوار مىشوم و كسى را در رديف خود سوار مىكنم. اينها از سنتهاى من است، هر كس از سنن من روى گردان شود از من نيست.[٣]
عبايى داشت هر گاه مىخواست نافله بخواند (يا جابجا شود) آن را تا مىكرد و زيرش مىانداخت.[٤]
[١] - سنن النبى، ص ١٢٣.
[٢] - محجة البيضاء، ج ٤، ص ١٢٥.
[٣] - سنن النبى، ص ١٣١.
[٤] - همان، ص ١٢٣، بحار الانوار، ج ١٦، ص ٢٢٧.