اخلاق نبوى
(١)
سخنى با شما
٩ ص
(٢)
مقدمه
١١ ص
(٣)
نقش الگو در خودسازى
١١ ص
(٤)
رسول خدا
١٢ ص
(٥)
1 شمايل پيامبر
١٤ ص
(٦)
2 در خانه
١٧ ص
(٧)
1 - تقسيم وقت
١٧ ص
(٨)
2 - كمك در خانه
١٨ ص
(٩)
3 - هم غذايى با اهل خانه
١٩ ص
(١٠)
4 - رختخواب ساده
٢٠ ص
(١١)
5 - خواب و بيدارى
٢١ ص
(١٢)
6 - احترام به واردين
٢١ ص
(١٣)
3 در اجتماع
٢٣ ص
(١٤)
1 - مردمدارى
٢٣ ص
(١٥)
2 - خندهرويى
٢٤ ص
(١٦)
3 - ادب در برخورد
٢٥ ص
(١٧)
4 - تفقد و احوالپرسى
٢٦ ص
(١٨)
5 - مردمى زيستن
٢٧ ص
(١٩)
6 - مراعات حال ديگران
٢٨ ص
(٢٠)
7 - روحيه بزرگوارى
٢٩ ص
(٢١)
8 - صبورى و تحمل
٣١ ص
(٢٢)
4 جلسات پيامبر
٣٤ ص
(٢٣)
1 - ياد خدا
٣٤ ص
(٢٤)
2 - بى تكلف
٣٥ ص
(٢٥)
3 - جلوس مؤدبانه
٣٦ ص
(٢٦)
4 - حفظ حريمها
٣٨ ص
(٢٧)
5 - رسيدگى به مشكلات
٤٠ ص
(٢٨)
6 - احترام به ديگران
٤٢ ص
(٢٩)
5 سخن گفتن
٤٣ ص
(٣٠)
1 - كلام مفيد و مربوط
٤٣ ص
(٣١)
2 - در سطح مخاطبين
٤٤ ص
(٣٢)
3 - هنر گوش دادن
٤٥ ص
(٣٣)
4 - سخن با تبسم
٤٦ ص
(٣٤)
5 - خلاصه گويى
٤٦ ص
(٣٥)
6 - همدلى و همزبانى با مردم
٤٧ ص
(٣٦)
7 - كنترل زبان در حال خشم
٤٨ ص
(٣٧)
6 راه رفتن
٤٩ ص
(٣٨)
1 - مشى استوار
٤٩ ص
(٣٩)
2 - تند، اما باوقار
٥٠ ص
(٤٠)
3 - مراعات افراد پياده
٥١ ص
(٤١)
4 - وابسته نبودن به مركب
٥٢ ص
(٤٢)
5 - عوض كردن مسير
٥٢ ص
(٤٣)
7 آراستگى
٥٤ ص
(٤٤)
1 - آينه و شانه
٥٥ ص
(٤٥)
2 - خوشبويى
٥٦ ص
(٤٦)
3 - بهداشت بدن
٥٨ ص
(٤٧)
4 - مسواك
٥٩ ص
(٤٨)
8 لباس و پوشش
٦٢ ص
(٤٩)
1 - جنس و رنگ لباس
٦٣ ص
(٥٠)
2 - اندازه و كيفيت
٦٤ ص
(٥١)
3 - ساده پوشى
٦٥ ص
(٥٢)
4 - لباسهاى ويژه
٦٧ ص
(٥٣)
5 - آداب لباس پوشى
٦٩ ص
(٥٤)
9 خوردن و آشاميدن
٧١ ص
(٥٥)
1 - وارستگى از اسارت شكم
٧١ ص
(٥٦)
2 - تكريم نعمت
٧٣ ص
(٥٧)
3 - روش متواضعانه
٧٤ ص
(٥٨)
4 - بر سفرههاى جمعى
٧٦ ص
(٥٩)
5 - آب نوشيدن
٧٨ ص
(٦٠)
6 - نكات و آداب ديگر
٧٩ ص
(٦١)
10 ادب عبوديت
٨١ ص
(٦٢)
1 - محو در عبادت
٨١ ص
(٦٣)
2 - شوق به نيايش
٨٢ ص
(٦٤)
3 - شاكر و سائل
٨٣ ص
(٦٥)
4 - حق بندگى
٨٤ ص
(٦٦)
5 - ذكر دائم
٨٦ ص
(٦٧)
6 - حج و زيارت
٨٧ ص
(٦٨)
11 سنن گوناگون
٨٩ ص
(٦٩)
منابع كتاب
٩٥ ص

اخلاق نبوى - محدثى، جواد - الصفحة ٣٧ - ٣ - جلوس مؤدبانه

اجتماعى را مراعات مى‌كرد. هرگز ديده نشد كه پاى خود را در حضور ديگران، دراز كند:

«وَ ما رُئِىَ مُقدِّماً رِجْلَهُ بَيْنَ يَدَىْ جَليسٍ لَهُ قَطٌّ».[١]

رسول خدا ٦ اغلب رو به قبله مى‌نشست، و به كسانى هم كه خدمتش مى‌رسيدند، احترام و تكريم مى‌كرد و گاهى زيرانداز يا عباى خود را براى آنان مى‌گسترد تا روى آن بنشينند، با آنكه هيچ گونه قرابت و خويشاوندى ميانشان نبود، ولى ديگران را روى جايگاه خود مى‌نشاند.[٢]

پيامبر اكرم ٦ تا آنجا ادب مجلس را رعايت مى‌كرد كه زانوهاى خويش را در برابر چشم ديگران، قرار نمى‌داد، رفتارى كه گاهى عربها داشته و دامن لباس را بالا مى‌زدند و ساقها و زانوان لختشان ديده مى‌شد، اما آن حضرت، همواره پاها و زانوهاى خويش را مى‌پوشاند:

«ما اخْرَجُ رُكْبَتَيْهِ بَيْنَ يَدَىْ جَليسٍ لَهُ قَطُّ».[٣]

وقتى براى غذا، سر سفره مى‌نشست، زانوان و قدم‌هاى خويش را جمع مى‌كرد و مثل نمازگزار و حالت تشهد مى‌نشست، ليكن يكى از دو زانو روى ديگر متمايل مى‌شد و مى‌فرمود: من بنده‌ام، مثل بندگان مى‌خورم و مثل‌


[١] - بحارالانوار، ج ١٦، ص ٢٣٦.

[٢] - المحجة البيضاء، ج ٤، ص ١٣١؛ بحارالانوار، ج ١٦، ص ٢٤٠.

[٣] - مكارم الاخلاق، ص ١٧.