اخلاق نبوى - محدثى، جواد - الصفحة ٩٢ - ١١ سنن گوناگون
چهرهاى باز و خندان داشت، اندوهگين بود، بى آنكه چهرهاش عبوس باشد. متواضع بود، بى آنكه از خود ذلّت نشان دهد، بخشنده بود، بى آنكه اسراف و ولخرجى كند، نسبت به هر مسلمانى مهربان بود و هرگز دست طمع به سوى چيزى دراز نكرد.[١]
٨- پيامبر خدا ٦ نگاهش را ميان اصحابش يكسان و عادلانه تقسيم مىكرد و به اين و آن يكسان مىنگريست، هرگز پاهايش را در پيش اصحاب دراز نمىكرد.[٢]
٩- چنان اهل شرم و حيا بود كه روى «نه» گفتن نداشت.
هر كس از او هر چه مىخواست مىبخشيد. هر گاه از چيزى خوشش نمىآمد در چهرهاش آشكار بود، به اصحابش مىفرمود: نزد من از اصحاب من چيزى (از عيوب و خلافهايشان) نگوييد، دوست دارم هر گاه نزد شما مىآيم سينهام صاف و بى كينه باشد.[٣]
١٠- هر گاه گروهى را به مأموريت نظامى مىفرستاد و كسى را به فرماندهى آنان مىگماشت، يكى از افراد مورد اطمينان خود را همراه او مىفرستاد تا كارها و خبرهاى او را مورد بررسى قرار دهد. وقتى كه فرماندهى را همراه جمعى به سريّه (مأموريت جنگى) اعزام مىكرد، او را به خصوص به
[١] سنن النبى، ص ٤١.
[٢] - همان، ص ٤٧.
[٣] - بحار الانوار، ج ١٦، ص ٢٣٠.