اخلاق نبوى - محدثى، جواد - الصفحة ٣٢ - ٨ - صبورى و تحمل
برخورد، به شدّت رداى آن بزرگوار راكشيد، تا آنجا كه حاشيه ردا، بر گردن رسول خدا ٦ خطّ انداخت و اثر گذاشت، آنگاه به آن پيامبر رؤوف خطاب كرد كه: يا محمّد! از آن اموال خدا كه در اختيار توست، دستور بده كه به من بدهند! حضرت به او توجّهى كرد، لبخندى زد و دستور داد كه چيزى به او بدهند![١]. شگفتا از اين همه عظمت روح و متانت و تحمّل!
اين صبورى، به خصوص نسبت به غريبان و ناآشنايان و تازه واردين بيشتر بود، چرا كه آنان بيشتر مىبايست جذب خلق و خوى والاى رسول الله ٦ و مجذوب آيين آسمانى اسلام مىشدند. آنان كه مقام معنوى و عظمت آن حضرت را نمىدانستند، در سخن گفتن، چيز خواستن، برخورد كردن، گاهى گستاخانه و بىادبانه رفتار مىكردند، امّا رفتار والا و حسن خلق نبوى از حدّت و شدّت آن مىكاست و شيفته «مكارم اخلاق» آن رسول اسوه مىشدند.
حضرت على ٧ مىفرمايد:
«يَصبِرُ لِلْغَريبِ عَلَى الجَفْوَةِ فى مَنْطِقِهِ و مَسألَتِهِ، حَتّى انْ كانَ اصحابُهُ لَيَستَجْلِبُونَهُ».[٢]
پيامبر خدا ٦ در برابر جفا و تندى يك غريب در حرف
[١] - مكارم الاخلاق، ص ١٧.
[٢] - همان، ص ١٥.