اخلاق نبوى - محدثى، جواد - الصفحة ٢٧ - ٥ - مردمى زيستن
هر گاه كسى از برادران دينىاش را سه روز نمىيافت (و در جمع مسلمانان نمىديد) سراغ او را مىگرفت. پس اگر غايب و در سفر بود، برايش دعا مىكرد؛ اگر شاهد و حاضر در شهر بود، به ديدارش مىشتافت و اگر بيمار بود، به عيادتش مىرفت.
اين نشان دهنده رابطهاى صميمى با زيردستان است و مقتضاى «اخوّت دينى» همين يكدلى و صفا و محبّت است.
٥- مردمى زيستن
آنچه آن حضرت را به مردم نزديك مىساخت و با او احساس «خودى» مىكردند، رفتار مردمى و اخلاق متواضعانه و دور از تكلّف او بود. با آنكه از نظر فكر، علم، عصمت، پاكى و فضايل روحى و معنوى، در سطحى بالاتر از مردم بود و افراد عادى باافق معنويّت و كمال وجودى او فاصلههاى بسيار داشتند، اما نحوه معاشرت و برخورد رسول خدا ٦ مردمى بود، هم در حرف زدن در سطح مردم سخن مىفرمود، هم در معاشرت، با توده خلق الله، خود را هم افق مىساخت:
«يُجالِسُ الفُقَراءَ وَ يُؤاكِلُ المَساكينَ»[١]
با تهيدستان همنشين و با بينوايان هم غذا مىشد.
[١] - بحارالانوار، ج ١٦، ص ٢٢٨.