اخلاق نبوى - محدثى، جواد - الصفحة ٢٤ - ٢ - خندهرويى
«يُشَيِّعُ الجَنائِزَ وَ يعودُ الْمرضى فى اقْصَى الْمَدينَةِ».[١]
رسول خدا ٦ به تشييع جنازه مىرفت و در دورترين نقطه شهر «مدينه» به عيادت مريض مىپرداخت.
گاهى فرزندان خردسال را به حضور پيامبر مىآوردند، تا به عنوان تبرك و بركت يافتن، براى او از خدا خير و نيكى بخواهد، يا نامگذارى كند. رسول خدا ٦ به خاطر دلجويى بستگان آن فرزند، او را مىگرفت و در دامن خويش مىنهاد.
گاهى اتفاق مىافتاد كه كودك همانجا ادرار مىكرد.
بعضىها كه حضور داشتند، بر سر فرزند داد مىكشيدند و حضرت آنها را نهى مىكرد، آنگاه دعا يا نامگذارى را به پايان مىبرد و اين گونه خويشاوندان آن نوزاد را خرسند مىساخت تا نپندارند كه پيامبر، از آن پيش آمد ناراحت و آزرده شده است. چون بيرون مىرفتند، حضرت برخاسته، لباسش را آب مىكشيد و پاك مىكرد.[٢]
٢- خندهرويى
لبخند، محبت مىآورد و كدورت را مىزدايد. از اين شيوه محبّتآور، رسول خدا فراوان استفاده مىكرد. اغلب خندان و متبسّم بود، مگر آنگاه كه قرآن فرود مىآمد، يا در حال وعظ و پند دادن بود.
[١] - بحارالانوار، ج ١٦، ص ٢٢٨.
[٢] - مكارم الاخلاق، ص ٢٥.