تاريخ قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٦ - ترتيب نزول
بيان شريعت قرين سازد؛ بنابراين اسلوب و شيوه بيان و نحوه دعوت در دو حالت فوق با هم تفاوت مىكند، نبايد انتظار آن را داشت آنچه بايد در آخر بگويد، در آغاز اعلام كند.
ترتيب نزول
در ترتيب نزول سورهها، رواياتى در دست است كه مورد اعتماد بزرگان علم است و عمدتا از ابن عباس نقل شده است، مانند روايتى كه احمد بن ابى يعقوب كاتب، معروف به ابن واضح يعقوبى (متوفاى ٢٩٢) در تاريخ خود از محمد بن سائب كلبى از ابى صالح از ابن عباس نقل مىكند[١] و يا روايتى كه محمد بن اسحاق ورّاق، معروف به ابن نديم (متوفاى ٣٨٥) در كتاب الفهرست خود آورده است[٢] و يا علّامه طبرسى، صاحب تفسير، از شيخ خود، ابو محمد مهدى بن نزار حسينى قاينى، از علّامه قرن پنجم، حافظ كبير، عبيد الله بن عبد الله بن احمد، معروف به حاكم حسكانى نيشابورى، صاحب كتاب شواهد التنزيل، روايت ترتيب را از ابن عباس آورده و نيز از كتاب الايضاح استاد احمد زاهد روايتى را نقل كرده است[٣] و نيز امام بدر الدين زركشى، اولين محقق مسائل قرآنى (متوفاى ٧٩٤) در كتاب خود البرهان فى علوم القرآن كه در سال ٧٧٣ آن را نگاشته، تفصيلا روايات ترتيب را آورده است و مىگويد: «هذا نزل من القرآن و عليه استقرت الرواية من الثقات»[٤] و بالاخره جلال الدين سيوطى، علّامه عصر خود، (متوفاى ٩١١) در كتاب معروف خود الاتقان اين روايات را آورده است و از ابو الحسن بن حصّار، در اين زمينه منظومهاى مىآورد كه در كتاب الناسخ و المنسوخ وى درج شده است سيوطى روايت ترتيب را از جابر بن زيد[٥] نيز مىآورد كه تكميلكننده روايت ابن عباس به شمار مىرود.[٦]
علامه طبرسى و ديگر بزرگان فن، متذكر مىشوند كه رعايت ترتيب سورهها، نظر به ابتداى هر سوره است؛ اگر سورهاى تا چند آيه نازل شود، سپس سوره ديگر نازل گردد و پس از خاتمه يافتن آن سوره و حتى چند سوره ديگر، بقيه سوره نخست نازل شود، اعتبار ترتيب، مبدأ نزول هر سوره خواهد بود. چنانكه سوره علق تا پنج آيه در
[١] . تاريخ يعقوبى؛ ج ٢، ص ٢٦ و ٣٥.
[٢] . ابن النديم؛ الفهرست؛ فن سوم از مقاله اول، ص ٤٣- ٤٧.
[٣] . تفسير طبرسى؛ ج ١٠، ص ٤٠٥- ٤٠٦.
[٤] . البرهان؛ ج ١، ص ١٩٣.
[٥] . جابر بن زيد، از فقهاء بنام بصره و از بزرگان تابعين به شمار مىرود. از ابن عباس و عكرمه روايت كرده است. وفات او به سال ١٠٣ اتفاق افتاده است. روز وفات او قتاده گفت: امروز اعلم اهل عراق وفات نمود.
[٦] . الاتقان؛ ج ١، ص ٢٢- ٢٩.