تاريخ قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٣١ - نظريههاى مبالغهآميز
دانسته باشند.
سوم: در عهد عثمان، بيش از يك ربع قرن، از اشتغال مردم جزيرة العرب به امر كتابت و نوشتن، گذشته بود؛ آيا معقول است كه صحابه در اين مدت طولانى، كتابت را بدرستى فرانگرفته باشند؟[١]
گفته علامه ابن خلدون كه «به خيالبافىهاى اين ناآگاهان توجه نكنيد»، ما را از دادن پاسخ به اين قبيل سفسطهها بىنياز مىكند.
ابن خطيب در پاسخ اين تصور، بيانى مفصل دارد كه خلاصهاى از آن را نقل مىكنيم:
جعبرى در ضمن سخن خود، درباره غلطهاى مصحف مىگويد: «بزرگترين فايده آن، اين است كه مانع اهل كتاب از قرائت مستقيم قرآن است.»
ابن خطيب اضافه مىكند: يكى از ائمه قرّاء، سخنى اينچنين بىاساس مىگويد و با چنين سخنى، طرفداران لزوم وجود اغلاط در قرآن را تأييد مىكند، در حالى كه بطلان و بىپايگى اين سخن روشن است و در قرآن آيات بسيارى است كه طرف خطاب آن، اهل كتابند و آنان را به سوى ايمان مىخواند؛ بنابراين چگونه آنان را از تلاوت قرآن منع مىكند.
او سپس مىگويد: زشتترين سخنى كه ممكن است، انسانى با عقل سالم و شناخت صحيح، ادا كند، سخنى است كه صباغ گفته است؛ بدين مضمون كه «فوائد اين رسم الخط بسيار و اسرار آن، متعدد است و از جمله: عدم امكان تلاوت آن، بجز در موردى كه تلاوت آن شايسته است و شأن هر دانش نفيس و باارزشى آن است كه محفوظ باشد.»
ابن خطيب در جواب اين سخن مىگويد: وا مصيبتا! آيا قرآن نيز همانند لگاريتم، طلسم، رمل، اسطرلاب، نجوم و علومى از اين قبيل است كه تصور مىكنند نفاست آنها در اسرارى است كه در آنها نهفته و جز با كوشش و تلاش بسيار و پس از گذشت زمانى دراز، نتوان بدان دست يافت؟ خداوند مىگويد: «وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ»[٢] و مىگوييد كه قرآن از دسترس مردم به دور باشد! تصورى باطل و سخنى دروغ و ساختگى! آيا مصحف، براى خواندن نوشته شده است و يا براى اينكه رمز و طلسم باشد و تنها قرّاء بتوانند آن را
[١] . الكردى، محمد طاهر؛ تاريخ الخط العربى؛ ص ١٠١- ١٠٢.
[٢] . قمر، ١٧.