تاريخ قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٦٠ - سورههاى مورد اختلاف
١٢. سوره حديد. برخى اين سوره را مكى شمردهاند؛ زيرا عمر با خواندن آن در نوشتهاى كه در خانه خواهرش يافت اسلام آورد.[١] اين رأى نيز به دليل اختلاف در نقل قابل بحث است؛ زيرا برخى روايات، سوره طه و دستهاى سوره حاقّه (بيشتر مفسّرين آن را پذيرفتهاند)[٢] را موجب اسلام آوردن عمر ذكر كردهاند.
١٣. سوره صف. ابن حزم اين سوره را برخلاف مشهور و روايات ترتيب، مكى دانسته است.
١٤. سوره جمعه. بنا بر قولى كه خلاف اجماع مفسرين و روايات ترتيب است، اين سوره مكى دانسته شده است، ولى قائل آن مجهول است.
١٥. سوره تغابن. به ابن عباس نسبت داده شده است كه او اين سوره را مكى دانسته است؛ البته اين قول برخلاف روايات منقول از ابن عباس است.
١٦. سوره ملك. برخى اين سوره را مدنى دانستهاند، كه برخلاف اتفاق آراى علماست.
١٧. سوره انسان. عبد الله بن زبير و برخى كه غالبا منكر فضايل اهل بيت هستند، اين سوره را مكى شمردهاند تا سبب نزول آن را در واقعه اطعام اهل بيت به مسكين و يتيم انكار كنند. سيد قطب نيز به استناد سياق سوره آن را مكى دانسته است، ولى حافظ حسكانى مىگويد: برخى از نواصب براى انكار فضيلت اهل بيت گفتهاند: اتفاق مفسرين بر آن است كه اين سوره مكى است. در جواب بايد گفت: چگونه دعوى اتفاق مىكنند در حالى كه بيشتر علما آن را مدنى شمردهاند.[٣] علّامه طبرسى تحقيقى لطيف درباره مدنى بودن اين سوره دارد.[٤] عمدهترين دليل، روايات سلف است كه جملگى اتفاق دارند كه اين سوره مدنى است.
١٨. سوره مطفّفين. يعقوبى مىگويد: اين سوره اولين سورهاى است كه در مدينه نازل شد و برخى نزول آن را در بين راه مكه و مدينه دانستهاند، ولى روايات ترتيب بالاتفاق آن را آخرين سوره مكى شمردهاند.
[١] . اندلسى، ابن حزم؛ الناسخ و المنسوخ فى القرآن در حاشيه جلالين؛ ج ٢، ص ١٩٧.
[٢] . رجوع كنيد به: سيره ابن هشام؛ ج ١، ص ٣٧٠ و اسد الغابة؛ ج ٤، ص ٥٤ و الاصابة؛ ج ٢، ص ٥١٩ و تفسير طبرسى؛ ج ٩، ص ٢٣٧ و اسباب النزول در حاشيه جلالين؛ ج ٢، ص ٩٤.
[٣] . شواهد التنزيل؛ ص ٣١٠- ٣١٥.
[٤] . تفسير طبرسى؛ ج ١٠، ص ٤٠٥.