تاريخ قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٥٨ - ١ گواهى تاريخ
علاوه بر توده مردم، نقش بزرگان و دانشمندان اسلامى در عنايت به اين كتاب قابل توجه است. همواره اين كتاب در شئون گوناگون و سرنوشتساز مسلمين نقش اول را داشته و در علوم مختلف اسلامى پايه و اساس شمرده مىشده است، هر دانشمند اسلامى در هر بعدى از ابعاد علوم اسلامى قدمى برمىداشت، راهنما و هدايتكننده او، قرآن بود و بسيارى از علوم اسلامى، صرفا به جهت رسيدن به حقايق قرآن به وجود آمده است و دانشهاى بسيارى در بين مسلمانان از قرآن نشأت گرفته است؛ بنابراين دانشمندان اسلامى همواره نيازمند به قرآن بوده و با قرآن سروكار داشتند و در رأس برنامههاى خود قرار مىدادند.
سيد مرتضى علم الهدى، در اين زمينه چنين استدلال كرده است:
يقين به صحت نقل قرآن، مانند يقين به شهرهاى بزرگ جهان و حادثههاى بزرگ تاريخ و كتابهاى مشهور از نويسندگان معروف و نيز اشعار و قصايد از بزرگان شعر است كه در طول تاريخ همچنان استوار مانده و از گزند حوادث در امان بودهاند.- مسلما به قرآن نسبت به موارد مذكور همواره بيشتر توجه شده و داعيه بر حفظ و حراست آن بيشتر بوده است؛ زيرا معجزه اسلام و دليل صدق نبوت است و نيز منبع و مأخذ همه معارف دينى و احكام شريعت است و دانشمندان اسلامى پيوسته سعى در حفظ و حمايت آن داشتهاند تا آنجا كه تمام جزئيات آن مورد بررسى دقيق همه بوده است، مانند اعراب و قرائت حتى عدد حروف و كلمات و آيات آن. پس چگونه مىشود با وجود اين همه عنايت و ضبط و حراست شديد كه بر آن بوده و هست؛ در قرآن تغييرى ايجاد شود و كاستن و افزودنى تحقق يابد ...
... يقين به جزئيات قرآن و اجزاء و ابعاض آن مانند يقين به تمام و كل قرآن است و همانند ديگر كتب معروف جهان، مانند كتاب سيبويه و مزنى، ضرورت دارد هر عالمى بدان علم داشته باشد؛ زيرا عنايت دانشمندان و دانشوران به اين دو كتاب موجب گشته است كه علاوه بر كل اين كتابها جزئيات آنها نيز مورد نظر و دقت قرار گيرد تا آنجا كه اگر كسى خواسته باشد از آنها چيزى كم كند يا چيزى بر آنها بيفزايد، آن قسمت مورد شناسايى قرار مىگيرد و مشخص مىشود كه از اصل كتاب نيست و بر آن افزودهاند ....
و به خوبى روشن است كه اينگونه عنايت نسبت به قرآن، بيشتر و بهتر از عنايت به كتاب سيبويه و مزنى و ديوانهاى شعرى انجام مىگيرد.[١]
[١] . رجوع كنيد به: تفسير طبرسى؛ ج ١، مقدمه، فن خامس، ص ١٥.