تاريخ قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٣٠ - نظريههاى مبالغهآميز
ترديدى نيست كه اين مطالب غلوّ و مبالغهاى است درباره رسم الخط مصحف عثمانى.
از منطق دور است كه رسم الخط را امرى توقيفى و به امر پيامبر (ص) بدانيم و يا تصور كنيم كه مشتمل بر اسرارى است؛ همانطور كه فواتح برخى از سور داراى اسرار است.
هيچ موردى، براى مقايسه رسم الخط با حروف مقطعه اوايل سور كه قرآن بودن آنها به تواتر ثابت است، وجود ندارد. اينها اصطلاحاتى است كه نويسندگان آن زمان، منظور كردهاند و عثمان نيز با اين اصطلاحات، موافقت كرده است.[١]
علامه ابن خلدون مىگويد: بعضى از افراد ناآگاه گمان كردهاند كه صحابه صنعت خط را به خوبى و به طور كامل مىدانستهاند و برخى از نوشتههاى آنان كه مخالف قواعد است از روى حكمت و علتى بوده است. اينان در مورد زيادت الف در «لأاذبحنّه» مىگويند براى توجه به عدم وقوع ذبح است و در زيادت يا در «بأييد» معتقدند كه به منظور جلب توجه بر كمال قدرت الهى است و از اين قبيل مطالب كه هيچ اصلى ندارد، جز رأى بدون دليل شخصى كه قابل توجه نيست.[٢]
عجيبتر آنكه محمّد طاهر الكردى، در آستانه قرن پانزدهم هجرى، به قهقرا بازگشته و در مورد رسم الخط مصحف عثمانى، به مبالغه و غلوّى فاحش دچار گرديده و پس از بيان برخى از غلطهاى رسم الخط عثمانى و تناقضات موجود در آن، گفته است:
بر ماست كه بدانيم چرا نويسندگان اوليه مصحف، قواعد صحيح كتابت را رعايت نكرده و چرا در نوشتن مصحف روش واحدى را در پيش نگرفتهاند؟ اين سؤالى است كه بايد كسانى كه به امر عثمان، مصحف را نوشتند، پاسخ گويند. اما آنان در خاك آرميدهاند و ازاينرو دانشمندان گفتهاند: رسم الخط مصحف، سرّى از اسرار است كه هيچكس از آن آگاه نيست ....
... گمان سهو و خطا و جهل به اصول كتابت، درباره آنان مبريد كه اين خيال باطلى است، ما اعتقاد قطعى داريم كه صحابه قواعد املا و كتابت را آنطور كه بايد مىدانستهاند و ما بر اين گفته سه دليل داريم:
اوّل: علامه آلوسى در تفسير خود، به نام روح المعانى مىگويد: ظاهرا صحابه رسم الخط را به خوبى مىدانسته و به قواعد كتابت، عالم بودهاند؛ جز اينكه آنان در بعضى از موارد، بعمد و از روى حكمت و فلسفهاى، برخلاف اين قواعد چيزى نوشتهاند.
دوم: آنان با پادشاهان و اميران، مكاتبه مىكردند و ناچار بايد كتابت را به خوبى
[١] . مباحث فى علوم القرآن؛ ص ٢٧٧.
[٢] . مقدمه ابن خلدون؛ باب پنجم، ص ٤١٩ و باب ششم، ص ٤٣٨.