تاريخ قرآن - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٥٤ - شبهات وارده درباره مكى و مدنى بودن سورهها
أَبْقى لِلَّذِينَ آمَنُوا وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ وَ الَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ وَ إِذا ما غَضِبُوا هُمْ يَغْفِرُونَ وَ الَّذِينَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَمْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ»، (آنچه به شما عطا شده متاع زودگذر زندگى دنياست و آنچه نزد خداست براى كسانى كه ايمان آورده و بر پروردگارشان توكل مىكنند بهتر و پايدارتر است. همان كسانى كه از گناهان بزرگ و اعمال زشت اجتناب مىورزند و هنگامى كه خشمگين شوند عفو مىكنند و كسانى كه دعوت پروردگارشان را اجابت كرده و نماز را برپامىدارند و كارهايشان به صورت مشورت در ميان آنهاست و از آنچه به آنها روزى دادهايم انفاق مىكنند).
٢. كوتاهى آيهها و سورههاى مكى و بلندى آيهها و سورههاى مدنى، دليل بر تفاوت دو جامعه مكه و مدينه است؛ مردم مكه غالبا بىسواد، فاقد فرهنگ، خشن و دور از تمدّن بودند و لذا متناسب با آن محيط، كم گفتن، كوتاه گفتن، موجز و مختصر و مفيد آوردن آيات ضرورت داشت، ولى مردم مدينه تا حدودى داراى فرهنگ و باسواد و آشنا به تمدّن بودند و متناسب با آن محيط، به تفصيل سخن گفته شده است.
در جواب بايد گفت: اولا، متناسب با محيط سخن گفتن، شيوه سخندانان ورزيده و شرط بلاغت است. هر سخن جايى و هر نكته مقامى دارد. ثانيا، چه بسيار در مكه، سورههاى بلند نازل شده است، مانند سورههاى انعام (١٦٥ آيه)، اعراف (٢٠٦ آيه)، اسراء (١١١ آيه)، كهف (١١٠ آيه)، طه (١٣٥ آيه)، مريم (٩٨ آيه)، انبياء (١١٢ آيه) و مؤمنون (١١٨ آيه) و نيز در مدينه سورههاى كوچك و كوتاه نازل شده است، مانند سوره نصر و زلزله و بيّنه.
٣. در سورههاى مكى از تشريع خبرى نيست و هرچه هست در سورههاى مدنى است.
وجود برخى احكام در سورههاى مكى اين نظر را رد مىكند: آيههاى ١٤١- ١٤٦ سوره انعام در بيان حكم شرعى ثمرات و انعام و حلال و حرام آنهاست، آيههاى ١٥١- ١٥٢ اعمال و اموال محرمه و محلله را مطرح كرده است، در سوره اعراف آيههاى ٣١- ٣٣ درباره حلال، حرام، زينتها، فواحش و غيره مسائلى ذكر شده است، در سوره اسراء بسيارى از مبادى اخلاق و احكام اوليه اسلام مشروحا آمده است؛ بنابراين در سورههاى مكى احكام بسيارى بيان شده است و ادعاى مذكور بىاساس است.
٤. در سورههاى مكى برهان و استدلال به چشم نمىخورد؛ ولى در سورههاى مدنى استدلال به كار رفته است.