در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٦٤ - روش پنجم
عبّاس به وى عرض كرد:
«اى برادر زادهام! تو مىدانى كه قريش حسودترين مردم نسبت به فرزندان عبدالمطّلب هستند و تا وقتى كه اين خصلت را دارند، به شدّت به مقابله با تو و رسالت تو برخواهند خاست؛ بنابراين، پيش ابوطالب برو كه او بزرگترين عموى تو است و اگر تو را يارى نكند، تو را تنها نمىگذارد و تو را تسليم نخواهد كرد».
آنان با هم به سوى ابوطالب رفتند. وقتى كه ابوطالب آنان را ديد، گفت:
«گمان مىكنم كه براى كار خيرى آمدهايد. چه چيز باعث شد تا در اين وقت پيش من بياييد؟!».
عبّاس، آنچه را كه رخ داده بود، تعريف كرد. ابوطالب رو به محمّد (ص) كرد و گفت:
«برو و امر خود را آشكار كن. اى برادر زادهام! بدان كه تو جايگاه و مقام رفيعى خواهى داشت. هيچ زبانى تو را سرزنش نخواهد كرد، مگر آن كه زبانهاى تيزتر و برّندهتر آنها را جواب خواهند داد وشمشيرهاى برّنده آنها را قطع خواهند كرد. بدان كه تمام عرب، مطيع تو خواهند شد، هر آينه پدرم كه تمام كتابها را خوانده بود، مىگفت: از صلب من پيامبرى ظهور خواهد كرد. دوست دارم كه