در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٧٥ - اقدام چهارم
افرادى كه در آن جا حاضر بودند، خيلى ترسيدند و ابوجهل بيش از همه ترسيده بود.[١]
اقدام چهارم
ابوطالب كه اصرار بيش از حدّ قريش را مىديد، به رسول اكرم (ص) عرض كرد:
«اى برادرزادهام! قريش پيش من آمده و چنين و چنان گفتهاند. به من و خودت رحم كن و بارى را كه طاقت آن را ندارم، بر دوش من نگذار».
رسول خدا (ص) به صراحت به عمويش فرمود كه راه خودش را ادامه خواهد داد و براى نشان دادن عزم خويش فرمود:
«عموجان! اگر خورشيد را در دست راست من و ماه را در دست چپ من بگذارند تا دست از ابلاغ رسالتم بردارم، چنين نخواهم كرد تا خداوند اين امر را ظاهر كند، يا در راه آن كشته شوم».
سپس اشكهاى رسول خدا (ص) جارى شد و گريه كرد. آنگاه برخاست تا برود، مقدارى كه رفت، ابوطالب او را صدا كرد و گفت:
[١] - الطبقات الكبرى، ابن سعد: ١/ ٢٠٣- ٢٠٢، ذكر ممشى قريش الى بنىهاشم؛ الطرائف: ٨٥.