الحاوى فى رجال الشيعة الإمامية - ابن ابي طي، يحيي بن حميد - الصفحة ٤ - ياد از منابع در آثار مكتوب
آورده است. مواردى كه اگر استخراج شود، اثرى بسيار با ارزش خواهد بود. از آن مهمتر، آثار ابن طاوس است كه به صورتى بىمانند به ارائه مآخذ خود پرداخته و فهرستى از آنها را اتان كلبرگ در كتابخانه ابن طاوس به دست داده است.
يكى از كسانى كه در ارائه مآخذ خود، تلاش قابل ستايشى از خود نشان داده، ابن حجر عسقلانى (م ٨٥٢) است كه تنها در كتاب الاصابه از حدود نهصد عنوان كتاب ياد كرده است.[١] وى در كتاب لسان الميزان خود نيز حجم زيادى نام كتاب آورده است كه در كار بازسازى متون مفقود و نيز كتابشناسى متون اسلامى، اهميت زيادى دارد. تنها در ارتباط با متون مفقود شيعه، مىتوان گفت كه ابن حجر از چندين اثر مهم استفاده كرده است كه موارد برجاى مانده از آنها بسيار مغتنم است. تاريخ الشيعه يا الحاوى فى رجال الشيعة الامامية ابن ابى طى، تاريخ الرى منتجب الدين،[٢] رجال ابن عقده،[٣] رجال على بن فضّال[٤] و رجال على بن حكم[٥] از اين موارد است. وى همچنين رواياتى از كتاب الولاية ابن عقده را در الاصابه حفظ كرده است.[٦]
طبعا هر مقدار كه آثار پسين، ياد از مآخذ خود كرده و در نقل مطالب، مآخذ خود را بشناسانند، زمينه كار موارد پژوهشى فراهمتر بوده و مىتوان اين روش را به طور سهلترى دنبال كرد.
[١] . بنگريد: ابن حجر العسقلانى، مصنفاته و دراسة فى منهجه و موارده فى كتابه الاصابه، شاكر محمود عبد المنعم، بيروت، مؤسسة الرسالة، ١٩٩٧.
[٢] . مقالات تاريخى دفتر دوم، مقاله شيعه و چهار اثر در تاريخ محلى، ص ١٩٩
[٣] . براى نمونه بنگريد: لسان الميزان، ج ١، ص ٥٤٧، ش ١١١٥، ص ٥٦٠، ش ١١٥٧
[٤] . براى نمونه بنگريد: لسان الميزان، ج ١، ص ٥٩
[٥] . براى نمونه بنگريد به: لسان الميزان، ج ١، صص ١١٣، ١٢٨، ٥٨١؛ ج ٢، صص ١٣٠، ١٤٧، ١٤٩، ١٥٣، ١٥٤، ١٥٩، ١٦٩، ١٧٣، ٢١٧، ٢٢٤، ٢٥٠، ٢٥٥، ٢٥٧، ٢٩٠، ٢٩١، ٣١٩، ٣٥٥، ٤١٢، ٤٢٠، ٤٨٥( دو مورد)، ٤٩١، ٤٩٢، ٥٠١، ٥٢٩( دو مورد)، ٥٥٣
[٦] . بنگريد: مقالات تاريخى، دفتر ششم، ص ٣٦٣