مسائل طبى از نگاه فقه اسلامى - فياض، شيخ محمد اسحاق - الصفحة ١٤ - يادداشت مترجم
ديگرى علمى است براى درمان امراضى جسمى و فيزيكى او، گويا بدون اين دو علم، تن و روح انسان، هر دو هميشه بيمار و در معرضى درد، رنج، نابودى، درماندگى و واماندگى خواهد بود.
قرين بودن اين دو علم جنبه ديگر نيز دارد و آن اين كه «تن» انسان هرچند موضوع هر نوع عمليات پزشكى است، اما از آنجا كه «تن» انسان مانند (روح) او داراى احترام و كرامات بوده و مورد تقدير خداوند است و از روح خداوند بر او دميده شده، هر چند بيمار هم باشد، داراى حقوق و تكاليفى است كه از نگاه حقوقى بايد مورد توجه قرار گيرد. همچنين از نگاه دين نيز بايد احترام و كرامت او حفظ و رعايت شود. به عبارت ديگر «علم ابدان» و دانشمندان طب و هر انسانى ديگر، نمى توانند با بدن انسان، هرچند ميت هم باشد، به هر قسمى كه بخواهند برخورد نمايند. حتى خود انسان هم حق ندارد كه با حيات خود بازى كند. يا با اعضاى بدن خود به گونه اى عمل كند كه حيات او صدمه ببيند. بلكه معيارها و ضوابط «علم اديان» و احكام خالق و آفريننده اصلى او نيز بايد رعايت گردد. از اين رو، در تداوى «بدن» به سراغ «دين» نيز بايد رفت و احكام شريعت را نيز در اين مورد بايد رعايت كرد. از اين جا است كه پاى «فقيه» نيز به «طب» كشانده مى شود تا در پرتو جهاد علمى و اجتهاد فقهى خود، احكام شرعى طبابت مخصوصاً مسائل نوپيدا و مستحدثه طبى را از منابع اصلى شريعت، استخراج و استنباط نمايد.