پرسش و پاسخ پيرامون روزه - هاشمى شاهرودى، سيد محمود - الصفحة ١١ - فصل اول روزه در ساحت عام(عبادت)

همچنين معقول نمى‌باشد كه عبادت را اساس خلقت بشماريم در حالى كه تنها بخش محدودى از احكام اسلام را اختصاص به اين هدف دهيم. همچنان كه نمى‌توان گفت كه شكلى ظاهرى و صورى از امثال نماز هدف والاى آفرينش باشد.

علاوه بر اين، هنگام بررسى سيره اولياء دين و به طور خاص پيامبر اكرم (ص) مى‌توان شاهد انواع مختلفى از حالات و رفتارهاى گوناگون بود، در حالى كه تنها جزيى از آن به نماز و مانند آن كه داراى اشكال ويژه‌اى هستند، تعلق دارد و هرگز نمى‌توان گفت كه ساير حركات و سكنات وجود پيامبر اكرم (ص) از آن هدف خلقت تهى بوده باشد.

شاهد ديگرى كه مى‌توان بر مدعاى خويش يعنى عدم اختصاص عبادت به يك حالت خاص و محدود- اقامه نمود نصوص فراوانى است كه دلالت بر آن دارد كه شكل ظاهرى از عبادات اگرچه تمام ليل و نهار انسان را فرا گيرد، ولكن مادامى كه از محتواى حقيقى خود تهى باشد، مورد پذيرش درگاه حق واقع نخواهد شد؛ «إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنْ الْمُتَّقِينَ:[١] همانا خداوند،


[١]- سوره مائده، آيه ٢٧.

در اينجا براى نمونه به ذكر برخى از احاديثى كه دلالت بر اين معنى دارد اشاره مى‌شود:

« يقول المفضّل بن عمر كنت عند أبى عبدالله( ع) فذكرنا الأعمال فقلت أنا ما أضعف عملى فقال( ع) مه استغفر الله ثم قال لى: إن قليل العمل مع التقوى خير من كثير العمل بلاتقوى( اصول كافى، ج ٢، ص ٦٧): مفضل بن عمر مى‌گويد: نزد امام صادق( ع) حاضر بودم كه سخن از اعمال و عبادات به ميان آمد. و من خدمت حضرت عرض كردم: عمل من در اين زمينه بسيار ناچيز است. امام در پاسخ فرمودند: از سخنت روى گردان و از درگاه الهى بابت اين گفتارت طلب آمرزش نما. سپس فرمود: همانا عمل اندك اگر به همراه تقوى باشد بهتر از عمل فراوانى است كه در كنارش تقوى جاى نگرفته باشد».

همانگونه كه پيداست اين حديث به وضوح دلالت بر آن دارد كه ملاك در عبادات كميت و مقدار آن نمى‌باشد بلكه ملاك، آن است كه اين اعمال از يك خاستگاه عميق مستقر در ضمير آدمى نشأت بگيرد و آن خاستگاه چيزى نيست جز همان تقوى القلوب و حساسيت و پاكى ضمير و ظرف لب‌ريز از خوف خدا و غضب او و اميد به رضايت او، در روايات ديگر عيناً همين معنى با عبارات مختلف تكرار شده است.

مانند اين شش روايت:

روايت اول:« فعن أبى عبدالله( ع) قال: مِن أشدِّ ما فرض الله على خلقه ذكر الله كثيراً، ثم قال لا أعنى سبحان الله و الحمد لله و لا إله إلا الله و الله اكبر و إن كان منه ولكن ذكر الله عندما أحلّ و حرّم فإن كان طاعة عمل بها و إن كان معصية تركها( همان، ص ٨٠): امام صادق( ع) فرمودند: از شديدترين واجبات كه خداى متعاى بر خلقش واجب نمود است ذكر خداى عز و جل مى‌باشد. سپس فرمود: منظور از ذكر خداوند جل و علا گفتن اذكار« سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر» نمى‌باشد اگر چه اينها از اذكار الهى به شمار مى‌آيند. آنچه كه در حقيقت ذكر خدا قلمداد مى‌شود آن است كه هنگام رخ دادن حلال( واجب) يا حرامى انسان به ياد او باشد. پس اگر آن عمل طاعت خدا بود بى‌درنگ انجام داد و اگر معصيت حق قلمداد مى‌شد لاجرم ترك نمايد».

روايت دوم:« و عن سليمان بن خالد قال سألت أبا عبدالله( ع) عن قول الله عزّ وجل: وَقَدِمْنَا إِلَى مَا عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْنَاهُ هَبَاءً مَنْثُوراً( الفرقان: ٢٣)، قال: أما و الله إن كانت أعمالهم أشدّ بياضاً من القباطى- ثياب بيض تنسب الى القبط- و لكن كانوا إذا عرض لهم لم يَدَعوهُ( همان، ص ٨١): سليمان بن خالد مى‌گويد از امام صادق( ع) در مورد آيه« و ما توجه به حقيقت اعمال مجرمين نموده و همه را باطل و نابود كرديم» پرسش نمودم كه حضرت در پاسخ فرمود: به خدا سوگند اعمال اين گروه از پيراهن سفيد قبط، زيباتر و سفيدتر بود و لكن بدين جهت اعمالشان نابود گشت كه هرگاه با حرامى برخورد مى‌نمودند، آن را ترك نمى‌گفتند».

روايت سوم:« و عن أبى بصير قال سألت أبا عبدالله( ع) عن حدّ العبادة التى إذا فعلها فاعلها كان مؤدّياً فقال( ع): حُسن النية بالطاعة: ابابصير مى‌گويد از امام صادق( ع) پرسيدم: كدام عبادت است كه هنگامى كه توسط فاعل آن انجام پذيرد، مورد پذيرش واقع مى‌شود؟ پس در جوابم فرمود: حسن نيت به همراه طاعت».

روايت چهارم:« و عن أبى عبدالله( ع) أيضاً قال: فيما ناجى الله عزّ وجل به موسى( ع): يا موسى ما تقرّب إلىّ المتقربون بمثل الورع عن محارمى فإنى ابيحهم جنّات عدن لا اشرك معهم أحداً( همان، ص ٨٠): امام صادق‌( ع) فرمود: در مناجات حضرت موسى( على نبيّنا و على آله و عليه السّلام) با پروردگار عالميان خداى متعال به موسى خطاب كرد: اى موسى هيچ چيز مانند اجتناب از گناهان، بندگان مقربم را به من نزديك نساخت. پس من در ازاى اين صبر و تحملشان در مقابل گناهان، بهشت عدن را كه احدى در آن با ايشان شريك نساخته‌ام عطا خواهم نمود».

روايت پنجم:« و عن الإمام أبى جعفر( ع) قال: إن أشدّ العبادة الورع( همان، ص ٧٧): امام باقر( ع) فرمود: به درستى كه سخت‌ترين عبادت‌ها ورع( اجتناب از معاصى) مى‌باشد».

روايت ششم:« و فى حديث آخر عنه( ع): إنَّ أفضل العبادة عفّة بطن و فرج( همان، ص ٧٤): امام باقر( ع) فرمود: همانا با فضيلت‌ترين عبادات جلوگيرى از لقمه حرام و پاكدامنى است».

همانگونه كه ملاحظه شد اين شش روايت و ده‌ها حديث ديگر كه در اين مضامين با عبارات مختلف وارد شده است همه در پى آن مى‌باشد كه تا مفهوم صحيحى از عبادت و طاعت حقيقى را ارائه دهد. و از چهره حقيقى آن غبار سطحى‌انديشى و خرافاتى كه به واسطه اهل حكمت و معابد و صومعه در طول زمان نشسته پاك نمايد و آنچه در ميان مسلمين رسوخ كرده كه در پى آن مذاهبى چون معتزله و صوفيه و مانند آن پديد آمده است را با بيانى شيوا از عبادت واقعى كه بى هيچ‌گونه آلايش و تكلف مى‌باشد از ميان بردارد. چرا كه عبادت‌هايى كه از اين خاستگاه‌هاى تحت تأثير كليسا و ... ابداع مى‌شود از مفهوم صحيح آن انحراف خواهد داشت.