فوايد دين در زندگانى
(١)
مقدمه طبع اول
١ ص
(٢)
مقدمه طبع دوم
٣ ص
(٣)
آغاز
٧ ص
(٤)
فايده اول علو همت و وسعت نظر
١٠ ص
(٥)
اشكال و جواب
١٥ ص
(٦)
فايده دوم اطمينان نفس
٢٣ ص
(٧)
فايده سوم توليد مبحت
٢٨ ص
(٨)
فايده چهارم تحريك حس اجتماعى
٣٦ ص
(٩)
خواننده عزيز!
٤١ ص
(١٠)
فايده پنجم استحكام علوم و فلسفه
٤٣ ص
(١١)
به اين سخن دقت نماييد
٤٥ ص
(١٢)
فايده ششم استقامت نفسانى
٤٧ ص
(١٣)
فايده هفتم اصلاح اخلاق
٥٦ ص
(١٤)
فايده هشتم نگهدارى اجتماع
٦٢ ص
(١٥)
الف - قتل نفس
٦٥ ص
(١٦)
ب - تجاوز به ناموس
٦٦ ص
(١٧)
ج - خيانت در اموال
٦٩ ص
(١٨)
د - ظلم عرضى و جسمى
٧٠ ص
(١٩)
ه - درباره اختلاف و اتفاق
٧٣ ص
(٢٠)
خوانندگان گرامى!
٨٤ ص
(٢١)
تو اى آقاى بدبين به دين
٨٤ ص
(٢٢)
مريضى خودت را معالجه كن
٨٥ ص
(٢٣)
باز هم درباره اتفاق
٨٧ ص
(٢٤)
ترجمه اين فتوى
٩٢ ص
(٢٥)
اى برادر مسلمان سنى
٩٤ ص
(٢٦)
وتو اى برادر مسلمان شيعه اماميه
٩٥ ص
(٢٧)
باز هم سخنى درباره اتحاد مسلمين
٩٨ ص
(٢٨)
نبايد افراط شود
١٠٣ ص
(٢٩)
باز هم جامعه سازى اسلام
١٠٥ ص
(٣٠)
اسلام و عوامل تمدن
١٠٩ ص
(٣١)
حكومت
١١٥ ص
(٣٢)
اسلام را دوباره زنده كنيد تا مسلمانان زنده شوند!
١٢٠ ص
(٣٣)
اى مسلمان غيور
١٢٢ ص
(٣٤)
خواننده عزيز!
١٢٢ ص
(٣٥)
اى برادر من
١٢٤ ص
(٣٦)
انقلاب اسلامى سيد جمال الدين
١٢٧ ص
(٣٧)
وطن دوستان توجه كنند
١٣٥ ص
(٣٨)
خواننده عزيز مسلمان
١٣٩ ص
(٣٩)
ديگران چه مى گويند؟
١٤٠ ص
(٤٠)
فعلا چه كار كنيم؟
١٤٥ ص

فوايد دين در زندگانى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٦٢ - فايده هشتم نگهدارى اجتماع

فايده هشتم: نگهدارى اجتماع‌

ضروريات زندگى و تأمين معيشت، انسان را مجبور مى‌سازد از حيات انفرادى دست كشيده، اجتماعى زندگى كند و لذا مى‌بينيم هر فرد انسان خود را جزء اجتماع مى‌داند حتى جمعى از فلاسفه انسان را موجود مدنى بالطبع مى‌دانند و ما سابقاً اين موضوع را نقد و بررسى كرديم.

مشكلاتى كه در زيستن فردى قابل حل نيست و فرد از برطرف كردن آن‌ها عاجز است در اجتماع خود به خود حل و فصل مى‌شود، ولى اين‌هم قابل انكار نيست كه تحقق اجتماع متسلسل و فعال كه خواهشات معقول افراد را دربرداشته باشد و تا حدود ممكنه ناراحتى‌ها در آن رخنه نكند موقوف بر شرايط زيادى است كه افراد بايد آن‌ها را بر خلاف ميل نفسانى خود را فراهم سازند، همان‌طورى كه مجرد جمع‌آورى سنگ و خشت و سمنت و گچ و چوب و آهن موجب تشكيل يك ساختمان و عمارت نمى‌شود بلكه آبادى آن تابع ايجاد كيفيات مخصوصه‌اى است كه مهندس و بناء آن‌ها را به وجود مى‌آورد، وانگهى ساختمان وجود مى‌گيرد به همين قياس اجتماع از مطلق يكجا بودن عده‌اى از افراد در يك مكان تحقق‌