فوايد دين در زندگانى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥٢ - فايده ششم استقامت نفسانى
اسير را آورده و تكليف به قبول دين نصرانيت كردند وقتى قبول نكرد او را در ميان ديگ روغن زيت كه مىجوشيد انداختند و بلافاصله گوشتهاى بدنش سوخته و استخوانهاى تنش ظاهر گرديد[١].
دوباره بر عبدالله ديانت را عرضه نمودند «وى با كمال خونسردى» از قبول آن انكار كرد، امر كردند وى را در ميان ديگ انداخته به سرنوشت رفيقش دچار سازند.
عبدالله را به سوى ديگ بردند كه كه ناگاه متوجه شدند وى گريه مىكند، گمان كردند گريه وى از ترس و جزع «مرگ» است، آمر رومىها امر داد عبدالله را برگردانند طبعاً فرمانده منتظر بود عبدالله از اسلام مىگذرد و براى سالم ماندن خود دين آنها را قبول مىكند مرگ به وسيله روغن جوشان او را بىاستقامت نموده.
عبدالله فرمود: گريه من براى كشتن من به وسيله روغن جوشيده زيتون نيست، من از اين جهت گريه كردم كه يك جان بيشتر ندارم كه در راه خدا فدا كنم. من دوست داشتم به اندازه موهاى بدنم جان مىداشتم و تو (اى فرمانده سپاه روم) بر من مسلط مىشدى و هر مرتبه مرا به چنين وصفى در راه خدا مىكشتى!!!
رئيس رومىها از استقامت عبدالله و روحيه خللناپذير وى خيلى خوشش آمد و تحت تأثير مردانگى و ثبات او رفت و خواست كه او را نكشد. به او پيشنهاد كرد عبدالله بيا سرم را ببوس آزادت مىكنم!
[١] . تاريخ نصرانيت از اين اعمال ننگين و توحش و حيوانيت پر است و خود غربىها به آنها اقرار دارند!