فوايد دين در زندگانى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٦٠ - فايده هفتم اصلاح اخلاق
در زمان حكومت عمر بن عبدالعزيز جامهها و عمامهها و پيراهن و قبا و رداى او را قيمت نمودند تمام آنها مساوى با دوازده درهم شد! سلمه بن عبدالملك مىگويد! به عيادت عمر بن عبدالعزيز رفتم ديدم در برش پيراهن چركينى است به زوجهاش گفتم چرا جامهاش را نظيف نمىكنى، جواب داد قسم به خدا جامه ديگر ندارد كه عوض كند! اين خليفه مسلمان وقتى فهميد زنش فاطمه دختر عبدالملك خليفه اموى يكدانه از جواهر گرانبها و بىنظير دارد كه پدرش به او داده بود به او گفت يا راضى شو دانه جواهر را به خزانه عمومى (بيت المال) برگردانم يا تو را طلاق دهم، من راضى نمىشوم با تو و اين دانه جواهر در يك خانه باشم بالاخره دانه مذكور با موافقت زوجهاش تسليم بيت المال شد! يكى از افراد ملت به او نوشت: اگر به خواهى نيكوكار باشى اعضاى حكومت و امراى ادارات را از بين مردم صالح و خداپرست انتخاب كن.
فاستعمل اهل الجنة عمر بدون اين كه از اين حرف بدش آيد گفت اين موعظه مرا كفايت مىكند! داستانهاى حيرت انگيز عمر بن عبدالعزيز خيلى زياد است و اين رساله كوچك گنجايش نقل آنها را ندارد، مالك اشتر سپاهسالار رشيد اميرالمؤمنين على (ع) كه در ميدان جنگ از دم شمشيرش مرگ مىباريد و از شجاعان ممتاز و سرداران نامى به حساب مىآمد روزى در كوفه مانند اشخاص فقير