فوايد دين در زندگانى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٩ - فايده سوم توليد مبحت
روى اين اساس علاقه هر كس به ديگران عارضى و به جهت علاقه وى به خودش مىباشد، و انسان موجودى است خودخواه و خودپسند و خودپرست كه به هر چيز توجه كند به واسطه نفع خود توجه مىكند. (أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ)
جريانات زندگى مادى معاصر گفتار فوق ما را به كمال وضوح مدلل و حسى مىسازد و دنياى مادى امروزى كه از زير فرمان مقدس دين بيرون رفته، محبت و صميميت ميان اهل آن رو به زوال و يا اقلًا محدود شده و قرارى كه حكايت مىكند در غرب امروزى حتى اقارب هم با هم محبت ندارند و عمو و عمه و دائى و خاله كمكم در بىمهرى به بيگانگان ملحق شدهاند و از سرحد خويشاوندى رانده شدهاند و در دايره خويشاوندان فقط پدر و مادر و اولاد (آنهم تا حدود معينهاى) باقى ماندهاند!
روابط افراد تماماً بر اساس منافع فردى استوار است، و تا جايى كه فايده شخصى ايجاب كند ارتباط صورت مىبندد، و غير اين صورت مانند بيگانگان فاصله مىگيرند و اين زندگى تقريباً به زندگى جنگ شباهت دارد.
راستى هيچ وسيلهاى براى بشر نيست كه بتوان به توسط آن ازين تشتت جلوگيرى نموده، بلكه دليلى نيست كه مردم را ملامت نموده