فوايد دين در زندگانى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٢ - اشكال و جواب
مؤلف گفت زهد به معناى فقيرى و نادارى نيست زهد علو طبع و بلندى همت و علاقه نداشتن به دنيا است، و من هم اكنون حاضرم از همه اينها چشم بپوشم و با تو به جاى ديگرى سفر كنم و بالاخره همين كار را كرد. چون از تعاليم اسلامى در علو طبع واقعى پيدا نموده بود با درويش از قزوين خارج شد و تمام دارايى خود را گذاشت، ولى مقدارى مسافه را كه پيمودند درويش متوجه شد كجكول خود را به قزوين گذاشته و فراموشش كرده لذا به دانشمند گفت من بايد برگردم و كجكول خود را بردارم و بدون آن من سفر نمىكنم، دانشمند گفت من از همه هستى خود گذشتم تو از يك كجكول نمىگذرى؟! و از او جدا شد.
آرى زهد و علو طبع و همت آن نيست كه درويشى و ژوليده پوشى را پيشه نمايد بلكه اين كار منفى، رذالت، ضعف نفسى و فرار از مسئوليتهاى اجتماعى است، و لذا همچو اشخاص را مىبينيم كه براى (١٠) افغانى ده جنايت را مرتكب مىشوند.
شخص زاهد و عالى الهمه و بلند نظر بايد مسئوليتهاى اجتماعى را تحمل كند ولى نبايد به ماديات و لواحق و مقارنات آن دلبستهگى پيدا نمايد كه بتغير اندك چيزى انسان متغير شود و اين مقام بسى شامخ و عالى است و قرآن به همين مرتبه اشاره مىفرمايد:
«لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ»!