فوايد دين در زندگانى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٧ - اشكال و جواب
قهراً دستورات اخلاقى و انسانى اين دو دين و غير آن به همه مردم رسيده و به مقدارى كه محيط مناسب بوده در نفوس آنان تأثير نموده و به قانون توارث و تأثير محيط به بىدنيان نيز سرايت نموده، و لذا مىتوان گفت كه بىدين مانند متدين علو همت و بلندى فكر خود را از دين هر چند غفلت و بدون توجه به ريشهها و علل آن و به پندار علل خيالى و غير واقعى، گرفتهاند با اين فرق كه اولى به طور غير مستقيم و دومى به طور مستقيم (دقت شود)
دوم: اين كه اگر عدهاى از بىدينان داراى اين صفات كامله انسانى و نعوت عاليه اخلاقى شدهاند اسباب و دواعى آنان خيالى بوده، و به طور نمونه مردم ويتنام شمالى را يادآور مىشويم، اينان با آن كه- اكثراً- به خدا و قيامت معتقد نيستند گذشتى شگفت از خود نشان مىدهند، و حتى از جان خود هم مىگذرند با وصف اين كه شايد اكثراً آنها بتلذذ روحانى پس از مردن، بلكه به بقاء روح و به حيات مادى و روحانى قيامت معتقد نباشند، ولى چون به آنها تلقين شده كه خلود نام (خلود ذكرى) در تاريخ امر مهمى است لذا اين موضوع خيالى سبب مىشود كه آنها علو همت پيدا كنند[١] ولى امر
[١] . البته در مثل جنگهاى ويتنام و جنگاوران و استقامت آنان علل ديگرى نيز است منجمله فشار حكومت و مجبور ساختن عسكر را به حمله و الا در صورت مخالفت حكم اعدام آنها صادر خواهد شد! منجمله قصد تحصيل پول با احتمال سالم برگشتن از خاك دشمن و منجمله ثقلين ناسيوناليزم و وطندوستى!