عجايب و مطالب - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٩١ - ١٥٧ عالم برزخ
خويشان و دوستان شهدايند و أقلًا قدر متيقن از مدلول آيه همين دسته بخصوص اند نه همه مؤمنين.
قرينه اى وجود ندارد كه اين دسته و خويشان تنها از شهدا باشند، بلكه لفظ آيه مطلق است (بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا) شهيد وغير شهيد را شامل مى شود، بنابراين، الحاق، الحاق مكانى مى شود نه الحاق رتبى و وصفى (شهادت و مرتبه آن)
وقتى از آيه مباركه حيات برزخى كسان مؤمن متعلق به شهدا ثابت شد، قطعا حيات برزخى همه مومنين ثابت مى شود، زيرا احتمال فرق خويشاوندان شهدا و ساير مومنين در مورد حيات برزخى منفى و صفر است. ولى پس از اندكى تأمل سه ايراد برحيات برزخى غير شهدا به نظرم رسيد:
١- مستفاد از صدر آيه اين است كه مردگان نه حياتى دارند و نه روزى خواراند و نه متنعم، بلكه به تمام معنى مرده اند و تنها شهداء هستند كه حيات و روزى و سرور و خوشى دارند. اگر از كلمه الحاق حيات برزخى همه مومنين را بفهميم تضادى بين صدر و ذيل آيه بوجود مى آيد كه مناسب مقام قرآن نيست. (دقت كنيد) (تأمل شود)
٢- دليلى وجود ندارد كه مراد ازالحاق، حيات طولانى در برزخ باشد، بلكه ممكن است مراد حيات يك ساعته پس از مردن براى سوال و جواب و فشار قبر و امثال آن باشد كه براى همه مردگان وجود دارد و اين اعتراض بسيار درخور توجه است.
٣- ممكن است ملحق شدگان را خصوص شهداء بدانيم نه اموات غيرشهداء. زيرا آيه مى گويد شهدا از اينكه غم و اندوهى براى ماندگان در