عجايب و مطالب - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٩٣ - ٦٨ اشتغال والدين مانع از رشد توانايى تكلم اطفال مى شود
اين استعداد را به كار نمى اندازند و بخشهايى از مغزشان كه وظيفه تكلم و استدلال را برعهده دارد رشد ناكرده باقى ميماند.
كودكانى كه قوه تكلمشان به طور عادى رشد كرده در هيجده ماهگى مى توانند اشيايى را كه از آنها پرسيده مى شود، نشان دهند و برخى فرامين ساده را به انجام برسانند و لااقل ده كلمه معنادار ادا كنند و مدتها با خود حرف بزنند بى آنكه حرفهايشان معناى مشخصى داشته باشد. در دوسالگى كودك بايد بتواند اعضاى بدن خود را كه از او سوال مى شود نشان دهد و تا بيست كلمه معنادار را برزبان آورد و كلمات ساده را براى ساختن جملات ساده بگويد. كودك درسن دوسال و نيم مى تواند داستانها و گفتگوهاى كوتاه را درك و دنبال كند جملات سه كلمه اى بسازد و شروع به پرسيدن برخى پرسشها نمايد و برخى اشعار ساده را فرا گيرد و تكرار كند.
در سه سالگى كودك قادر است آدات زمان و مكان نظير در، روى، زير، اينجا را درك كند و جملاتى با پنج كلمه بسازد كه براى اغلب افراد قابل فهم باشد و پرسشهايى با آدات پرسش كى، چگونه و چه كسى مطرح كند.
در چهار سالگى كودك بايد بتواند جملات كاملى را با استفاده از آداتى مانند و، و، اما، بيان كند و از چرايى چيز ها پرسش كند.
در پنج سالگلى تكلم كودك بايد روان و قابل فهم شده باشد و كودك قادر باشد معناى كلمات ساده راتوضيح دهد.
كودكانى كه در محيطهاى شلوغ و به صورت رها شده و دور از توجه اطرافيان رشد مى كنند به دليل آنكه مدلى براى يادگيرى زبان پيش روى خود ندارند قادر به بهره گيرى از استعدادهاى فطرى خود جهت تكلم نيستند. از آنجا كه برخى از اتصالات عصبى ميان بخشهاى مختلف مغز در