عجايب و مطالب - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧٣ - ٥٨ تفسير پاره اى از آيات مشكله
١. ممكن است مقصود دين در اصول و فروع خود باشد.
٢. ممكن است معرفت نسبى حق تعالى باشد (مجمع البيان، ج ٨/ ١٤١)
٣. ممكن است تعليم اسماء (كه همان علوم مختلف انسان در معارف دينى و
امور تجربى و انسانى) باشد كه استعداد آنها را داشت و تا امروز صدها هزار كتاب مفيد در مسائل علوم دينى و تجربى و انسانى تأليف نموده است، و اختراعات و اكتشافات عجيبى داشته است و ظاهرا آينده او بهتر از گذشته و حال است.
٤. هرسه امر فوق مراد باشد.
٥. خلافت الهى در زمين
٦. ولايت الهى كه خدا را متولى و ولى همه امور داند. كه در اين قول مراد از عرضه مقايسه ومراد از پذيرفتن و عدم پذيرفتن، استعداد گرفتن و عدم استعداد گرفتن است. (صاحب ميزان، ج ١٦)
٧. نور الهى كما عن صاحب الاسفار تفسير قرآن كريم، ج ٣/ ٣٩٨
٨. قبول فيض الهى تفسير غرائب القرآن و غائب القرآن، ج ٥/ ٤٦٨
٩. عهد و پيمان الست بربكم؟ قالوا بلى و اذ اخذ ربك من بنى آدم
١٠. رحمانيت و رحيميت
دوم) مراد از آسمانها و زمين و كوهها خود آنها است يا ساكنين آنها؟
كلمه إبا (امتناع) و اشفاق و حتى كلمه (عرضه) معناى دوم را تاييد ميكند ولى كلمه (كوهها) و اصالت عدم تقدير، معناى اول را رجحان مى بخشد، زيرا عادتا و غالبا كوهها اهل و ساكنين ندارد. و برفرض احتمال اول، مفاهيم