عجايب و مطالب - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣١٤ - ٢٥٠ طلاق و جدايى
بگيرند چون به هرحال پرورش كودك مستلزم مهارتهايى است كه به هيچ وجه همگان از آن برخوردار نيستند به اين طريق رابطه بيولوژيك والدين با فرزندان حذف و والدين حرفه اى جاى آنها را مى گيرند. البته مراد از حرفه اى بودن هميشه به آن مفهوم نيست كه بسيار در امر تربيت كودكان كار كشته اند، بلكه به اين معنا نيز مى تواند باشد كه آنها كسانى هستند كه در قبال دريافت پول فرزندان ديگران را نگهدارى مى كنند. (شوك آينده، آلوين تافلر، ترجمه حشمت الله كامرانى، ص ٢٤٥)
٢٥٠ طلاق و جدايى
مردان و زنان اروپا به مراتب كمتر از گذشته ازدواج را تحمل ميكنند. از سال ١٩٩٥ تاكنون دركشورهاى شمال اروپا به استثناى ايرلند كه در آن طلاق ممنوع است، طلاق سيرصعودى دارد. در بيشتر اين كشورها تشريفات طلاق ساده است. در آمريكاى سال ١٩٩٨، براساس آمار گزارش شده از هرسه ازدواج كه طى سال صورت مى گرفت بيش از يكى به طلاق مى انجاميد. در تحقيق ديگرى توسط مارتين و بامپاس گزارش شده كه ٢٣ درصد ازدواج ها در آمريكا در سال ١٩٨٩ به طلاق انجاميد. افزايش نرخ طلاق در نتيجه تغييرات دو دهه گذشته در دنياى امروز به طور چشم گيرى ادامه دارد كه سهم قابل توجهى از آن مربوط به غرب است. در حالى كه قبل از دهه ١٩٥٠، طلاق در خانواده هاى داراى فرزند نسبتا غير معمولى رايج بود. افزايش خانواده هاى تك والدينى كه بيشتر نتيجه طلاق است، موجب افزايش كودكانى شده كه خارج از مدار زناشويى متولد مى شوند. دست كم در ٩٠ درصد موارد،