عجايب و مطالب - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١١ - ٨٥ چرا به دنبال تحقيق دين برويم؟
٨٥ چرا به دنبال تحقيق دين برويم؟
اين سؤال جمعى از افراد نيمه باسواد است كه مى گويند چه لزومى دارد كه ما زندگانى مادى خود را به غم امتياز دين حق از دين باطل، مخلوط كنيم، لازم نيست كه راحتى دنياى خود را به حلال و حرام شرعى به هم بزنيم. اين طرز تفكر بسيار بچه گانه است و بدين مى ماند كه بگويند چرا خود را به تحقيق و پژوهش عوامل انتقال مرض ايدز و يا به بحث از عوامل سلامت بدن از امراض مهلك مشغول كنيم. انسان از چند جهت بايد دنبال دين حق بگردد و به آن در اعتقاد و عمل پايبند گردد:
١- از ناحيه فطرت: به گفته روانشناسان روح آدمى چهار بعد دارد: حس كنجكاوى يا حقيقت جويى، حس نيكى و حس زيبايى و حس دينى.
بلى خداشناسى و خداپرستى در فطرت آدمى خوابيده است و قهراً انسان سالم به سوى دين انگيزه درونى دارد كه بايد به آن سو برود تا به نياز باطن و نداى فطرت خود جواب بدهد. علاوه كه حس راستى و كنجكاوى و حقيقت خواهى نيز آدمى را به سوى جستجوى آفريدگار جهان و سرنوشت آدمى پس از پايان عمر در خارج اين جهان و وظيفه آدمى در اين دنيا در مقابل خالق او سوق مى دهد. همانگونه كه به سوى ساير حقايق جهان مى راند.[١]
٢- گاهى علم به پاره اى از حقايق يا واقعيتها كمال مهمى براى آدمى شمرده نمى شود، ولى گاهى كمال مهمى است مانند معرفت واجب الوجود لا يتناهى و صفات ذاتى و كمالى و جلالى او خصوصا كه خالق و مدبر او و همه جهان هستى مى باشد كه فطرت آدمى بر لزوم اين شناخت آن تأكيد بيشتر دارد. و به عبارت ديگر كمال آدمى در اعتقادات صحيح و اعمال نيك است و اعمال نيك گاهى ضمانت از خطا پيدا مى كند كه با اصول كلى
[١] . به شماره ٤٢ مراجعه كنيد.