جوانان و دوره جوانى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٩٥
هرزه و شهوتران زودتر تسليم مىشود و رسوايى به بار مىآورد كه در حقيقت مسؤوليت آن به والدين او مربوط مىشود.
من پسر اول خانواده بودم، يكروز در كوچكى به پدرم گفتم شما مرد كتهايد، پدرم با من برخورد تندى نمود، من متعجب شدم كه حرف بدى نگفتهام چرا پدرم بر من غضب نمود بعدها مادرم يا جدهام به من گفت چرا كته گفتى و بايد مرد بزرگ مىگفتى، من پذيرفتم و بعدها به پدر مرحومم از لفظ كته جلوگيرى كردم. اگر پدرم به جاى غضب به آرامى، مطلب را توضيح ميداد هم به فكر من كمك مىشد و هم احساسات نازك بچهگى من جريحهدار نمىشد.
در محيط ما غالباً به بچهها گفته مىشود: تو خرى. بر گمشو، سگ، بى عقل و ... كه ذكر بعضى از الفاظ خلاف عفت است، بچهها فحاشى را اول از پدر و مادر ياد مىگيرند و سپس آنها را بين خود استعمال مىكنند ولى اگر به فرزندان خود بگوييم پسر جان، دختر جان بزرگ و هوشيار شدهاى اين كار مناسب تو نيست، فلان كار زشت است و تو بچهاى خوبى هستى آن را به جا نياور، تأثير آن بيشتر است. غرور بچهها چه در طفوليت و چه در جوانى بايد شكسته و جريحهدار نشود و تأديب بدنى آنان جز در مواقع ضرورت مورد استفاده قرار نگيرد.
به اين واقعيت تلخ بايد اقرار كنيم كه اولًا جمعى از پدران و مادران خودشان تربيت سلام ندارند و بىادبند. و ثانياً تربيت