جوانان و دوره جوانى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٩٢

آخرين حرف‌ها با جوانان‌

مؤلف با جوانان پسر و دختر خداحافظى مى‌كند و آخرين حرف‌هاى او در موقع خداحافظى چنين است:

روانشناسى انسان اين است كه هميشه انسان خود را نوجوان و جوان مى‌پندارد و كمتر به واقعيت‌ها متوجه يا متعرف مى‌شود، و بدين وسيله از لحظات جوانى خود كمتر استفاده را مى‌برد و فكر مى‌كند فرصت زياد دارد!

ولى بايد پذيرفت كه دوره جوانى كوتاه و زودگذر است و نبايد وقت طلايى جوانى را به هدر داد.

رفتم كه خار از پا كشم محمل نهان شد از نظر

يك لحظه غافل گشتم و حيات صد ساله راهم دور شد

جمعى نمازها و روزه‌ها فوت شده خود را قضا نمى‌كنند به فكر اين كه در پيرى قضا مى‌كند و هكذا در به جا آوردن حج و اداى ديون و حقوق مردم، غافل از اين كه در پيرى آدم حتى از نمازهاى يوميه خود عاجز مى‌گردد، تا چه رسد كه قضاى گذشته را به جا آورد. جوان بايد در جوانى مسجد رود، عالم دوست با عزت نفس و متكى به خود باشد نه به پدر و مادر و خودباورى او قوى باشد و حداكثر استفاده معنوى و مادى و علمى را از ساعت‌هاى جوانى و همه عمر بنمايد.