توحيد اسلامى و نظرى بر وهابيت - ناشناخته - الصفحة ٧١ - چند سؤال
چند سؤال
سؤال اول
چرا تعمير و بلند بردن قبور حرام باشد و اگر حرام باشد چرا به حد شرك برسد؛ چون هر حرام موجب شرك نيست. و از صفحه ٤٧٩ فتح المجيد وهابىها نقل شده است كه هر كس از موحدين كبيرهاى را بجا آورد در آتش مخلد نمىشود.
بنا بر اين مرتكب كبيره مشرك نيست چون مشرك مخلد است.
از لا بلاى كلمات گذشته مىتوان براى اين فتوا چند وجه پيدا كرد:
١- تعمير قبور و بلند بردن آن سبب و ذريعهى شرك مىشود.
٢- شباهت به سجده كردن براى بت و تقرب جستن به آنها را دارد.
٣- اعتقاد به قبور مانند اعتقاد مشركان است.
٤- زيارت قبور بتپرستى است.[١]
هر عاقل منصف مىداند كه اين وجوه باطل و موجب حرمت و شرك مسبلمان نمىشود، چرا تعمير قبر وسيله شرك باشد، تعمير قبر براى تعظيم مقام نبوت يا ولايت يا علم يا شهادت است «وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ» (الحج: ٣٢).
آيا خداوند و شريعت اسلام مخالف تعظيم انبيا و علما و شهدا است؟ معناى توقير نبى كه در قرآن آمده چيست؟ آيا فاتحه خواندن براى اموات از تعاون بر بر و تقوى نيست و از مصاديق احسان نيست كه ما را به آن امر فرموده است؟!
هيچ ارتباطى بين تعمير قبور و اسباب شرك جز در مخيلهى وهابىها وجود ندارد.
چه شباهتى بين گچ كردن قبور و نماز خواندن براى خداوند در آنجا يا سجده كردن بتها و تقرب جستن به آنها دارد؟ معناى تقرب جستن به توسط بتها به سوى خداوند اين است كه كسى بتها را
[١] و عن السنن النسائى: لعن رسول الله زائرات القبور و المتخذين عليها المساجد و السرج، بايد با ملاحظه آنچه كه گذشت آن را حمل بر كراهت نموده يا بر زيارت زياد و اينكه قبر را سجدهگاه قرار بدهند و افروختن چراغ بلافايده باشد، ولى اگر براى خواندن قرآن و دعا باشد، داخل در تعاون بر" بر و تقوى" مى شود.