تسنيم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٨٥ - (٦) سورة مؤمنون
كسيكه از دادن زكات بخل مىورزد آن مقدار واجب بر گردنش در قيامت طوقى مىشود و در موقع مردن بمانع زكات گفته مىشود يا بدين يهود يا بدين نصارى از دنيا برو تو مسلمان نيستى.
فقها مىگويند كسيكه خمس نمىدهد و از عين مخمس لباس مىپوشد نماز او باطل است. مرد مؤمن بايد واجبات مالى خود را بپردازد كه باعث روسياهى آخرت او نگردد. بالاخره ثروت دنيا به كسى وفا نمىكند.
در اختيار ورثه قرار مىگيرد، داماد و عروس آن را عيش و نوش مىكنند و مسئوليت آن بعهده انسان باقى مىماند.
صفت چهارم عفت فرج است مرد مؤمن بايد عورت خود را از حرام نگهدارد و خود را ملامت خداوند در روز قيامت قرار ندهد، شرافت مؤمن به نگهدارى عورت اوست و تنها از زوجه حفظ عورت نيامده است و بجز زن خودش تجاوز به زنان مردم و پسران حرام است، بلكه فقها فرمودهاند استمناء نيز حرام است كه آدم كارى كند كه بوسيله آن حتى به خيال نمودن، منى او خارج شود.
صفت پنجم اداى امانت است كه اسلام درباره آن حساسيت زياد دارد در روايتى از معصوم (ع) آمده است كه اگر قاتل حسين (ع) همان شمشيرى را كه به آن امام حسين را شهيد نموده به من امانت بدهد دوباره به او برمىگردانم. رعايت امانت از جمله واجبات است.
امانت را مىشود به موارد زير تعميم داد.
١- دين امانت الهى است كه بايد آن را حفظ كنيم (إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ...)
٢- وديعه و اموال مردم امانت است، اين امانت بر دو قسم است امانت مالكى و امانت شرعى اگر مالك به اختيار و علم خود داده باشد امانت مالكى است و اگر بدون علم و اختيار مالك مال او نزد كسى باشد امانت شرعى است، در فرض اول پس از مطالبه مالك رد