تسنيم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٨٤ - (٦) سورة مؤمنون
عظمت پروردگار جهان قرار گيرد كه در نتيجه بدن نمازگزار هم خاضع و آرام مىگيرد، و اين خشوع و خضوع بعلاوه حسن حضور قلب است كه مواظب گفتههاى خود از قرائت و اذكار در نماز باشد.[١]
صفت دوم كه از گفتار و كردار بيهوده و لغو روگردان باشند، لغويات گاهى مؤمن را بحرام مبتلا مىسازد و كار آدم به دروغ و فحش و توهين و غيبت و غيره منجر مىشود، حتى اگر قول يا عمل بيهوده حرام هم نباشد موجب تضيع وقت و هدر دادن انرژى و كاهش قيمت آدمى مىگردد.
عمر آدمى بايد در عبادت و تحصيل علم و كمال و خدمت به دين و يا دنياى مردم و تحصيل نفقه و صله رحم و تفريح سالم كه براى سلامتى بدن مفيد باشد بگذرد و در همه اين امور مىشود قصد قربت نمود و كسب ثواب و صرف وقت در كارهاى باطل باعث تأسف و محروميت روز قيامت مىشود، حسرتى كه قابل جبران نخواهد بود.
صفت سوم دادن زكات است كه در دين اسلام به آن سفارش زيادى شده است بحديكه وارد شده است منعكننده زكات كافر است. واجبات بر چند قسم است كه يك قسم آن واجبات مالى است كه شخص مؤمن بايد بقصد قربت و نزديكى به حقتعالى مقدارى از مال حلال خود را به مستحقين آن بدهد، اين واجبات مالى بقرار زير است
١- زكات
٢- فطر
٣- خمس
٤- كفّارههاى گوناگون
٥- فديه
[١] - نگارنده از تفصيل اين بحث خجالت مىكشد چون از درك فضيلت اين صفت تقريبا محروم است.