تسنيم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٨٢ - نظر آخر به سورة قدر
هم سر خاصى در فرد مذكور غالبا وجود نداشته باشد.
همين بحث در پارهاى از مكانها مانند مكه و مشاهد مشرفه منى و عرفه و مشعر و نيز مدينه منوره و مراقد ائمه و مساجد و امثالها نيز جارى مىشود و كذا در مثل حجر الاسود و خانه كعبه و قرآن مجيد و نظائر آن. بنابراين در حكم به تبرك و تقدس پاره از زمانها و مكانها و پارهاى از اشياء نبايد افراط شود و همه آنها را رد و انكار كرد كه جز عناد و يا غرور عامل ديگرى ندارد اين فضيلت نه مخالف عقل است و نه مخالف روش عقلا، و تفريط هم بايد صورت نگيرد كه بسيارى از اشيا را متبرك و مقدس بدانيم و بازار خرافات را در كشورهاى اسلامى و جوامع مسلمانان گرم كنيم و بنام اسلام، اسلام را توهين كنيم بلكه در همه موارد بشمول اين مقام تابع دليل معتبر باشيم تا هرجا دليل معتبر دلالت كرد آن را بپذيريم و در غير آن قبول نكنيم.
قرآن مجيد تنظيم شعائر اللّه را از تقواى دلها قرار داده است و نبايد بدسليقگى و يا تعصّب و عناد را بجائى برسانيم كه بوسيدن و لمس حجر الاسود را نيكو و بوسيدن و لمس يك وجب دورتر آن خانه مقدس كعبه يا ضريح مشرف خاتم النبيين را شرك اعلام كنيم!!! ولى بوسيدن بدن فلان پادشاه كمعقل ضعيف الايمان را نيكو و مستحسن!!!
بهرحال شب قدر گذشته از امتيازات خودش داراى امتياز ديگرى هم شده است كه محل بودن نزول قرآن مجيد سرچشمه هدايت انسانها تا روز قيامت است.