تسنيم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٦٥ - (١) در سوره عمّ
سه نفخ قائل است.
١- نفخى كه سبب فزع و بيتابى زمينها و آسمانها مىشود (سوره نمل آيه ٨٧)
٢- نفخيكه باعث مردن همه آنان مىشود (زمر ٦٨) و البته جمعى را خداوند از فزع و صعق استثنا فرموده است
٣- نفخيكه باعث زنده و جمع شدن مىشود كه در اين سوره و سورههاى ديگر آمده است. فاصله بين نفخ صعق و نفخ بعث روشن نيست ولى گفتهاند كه نافخ اسرافيل فرشته است آمدن فوجفوج مردم به ميدان قيامت بر اساس دورههاى زمانى و يا فواصل مكانى و يا امت بودن يك رسول و يا ماموم بودن يك امام (يوم ندعو كلّ اناس بامامهم) يا همسان بودن در عقيده و عمل خواهد بود.
فتح آسمان را بعضيها به شق و شكاف شدن آن براى پايين آمدن ملائكه تفسير كردهاند. ولى اولا بايد ديد مراد از آسمان چيست تا شق شدن آن بهمان تناسب مفهوم گردد و ثانيا نزول ملائكه بر شق شدن آسمان موقوف نيست قبل از قيامت ملائكه در مثل شب قدر و غيره در موقع نزول وحى نازل شده و مىشوند مسلما درهاى آسمان مانند درهاى منازل و شهرهاى ما نيست و لذا بعضى آنرا براهها تفسير كردهاند و در موقع قيامت كوهها از بين مىرود فَكانَتْ هَباءً مُنْبَثًّا مانند غبار مىشود و شايد اطلاق سراب بخاطر همين غبار باشد كه مانند كوه حجم دارد و در حقيقت كوهى وجود ندارد و تفسير (سيرت) به (ازيلت) با نظرداشت جمله (فَكانَتْ هَباءً مُنْبَثًّا) قابل قبول خواهد بود. مقيد شدن لبث و درنگ كردن طاغين در جهنّم