تسنيم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٦ - (٢) سورة و العصر
الصّباح.[١] پس عصر يا بمعناى روزگار است و يا بمعناى مقدارى از روز و شب، بهرحال سوگند خوردن خداوند به عصر توجه انسان را بوقت و عمر جلب ميكند و تصور ميشود كه اهميت وقت و ارزش عمر آنقدر ضرورى است كه نيازى به بيان ندارد و لذا در روايتى كه شيعه و سنى از حضرت ختمى مرتبة (ص) نقل كردهاند آمده است كه روز قيامت بنده قدم از قدم بر نمىدارد مگر اينكه از او سؤال ميشود كه عمر او در چه گذشته و جوانى او در چه بسر رسيده، مال او، كه از كجا بدست آورده است و از محبت و دوستى ما اهل البيت.[٢] بعضى از دانشمندان گفته است كه: فوت الوقت اشدّ من فوت الرّوح لانّ فى فوت الرّوح انقطاع عن الخلق و فى فوت الوقت انقطاع عن الحقّ. فوت شدن وقت از فوت شدن روح سختتر است در دومى از مردم بريده ميشود و در اول جدائى از آفريدگار است راستى كه تضييع عمر در بطالت و تنبلى موجب دورى از خداوند و سبب ناكامى دنيا و آخرت است.
ما چقدر كمفكريم كه عمر خود را به سال حساب ميكنيم جا دارد كه آنرا بروز و ساعت حساب كنيم لحظات عمر آنقدر قيمت زيادى دارد كه حسابشدنى نيست.
|
رفتم كه خار از پا كشم محمل نهان شد از نظر |
يك لحظه غافل گشتم و صد ساله را هم دور شد |
|
يكبار ديگر مصرع دوم اين شعر را بخوانيد و آنرا بر مبالغه شعرى حمل نكنيد بلكه حقيقت دارد حتى يك لحظه از عمر ما شايد در سرنوشت
[١] - طبرسى مرحوم در مجمع البيان ميگويد: اصل العصر عصر الثوب و نحوه و هو فتله لاخراج مائه و منه عصر الدهر فانه الوقت الذى يمكن فيه قتل الامور كما يفتل الثوب.
[٢] - صواعق محرقه و بحار الانوار ديده شود.