تسنيم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٩ - درسهائى از سوره حمد
لقمان ٢٠). بنابراين انسان نميتواند منقطع و جدا از ديگران زندگانى كند بلكه اولا در مقابل افراد ديگر انسان وظائف اجتماعى دارد و ثانيا بايد زندگانى خود را در رابطه با كل كائنات هماهنگ سازد و طريق استثمار خود از طبيعت را بشكل موزونى تخطيط نمايد و مراعات ترابط عام از لازمه جهان بينى ما است.
نظر موحد به دنيا و كائنات نظر عشق و علاقه است نظر به جمال و زيبائى است زيرا نظام عمومى كامل و خالى از نقص است.
|
به جهان خرم از آنم كه جهان خرم از اوست |
عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست |
|
٤- هوسها و اشتباهات بشر سبب هلاكت او ميشود و لذا انسان نه تنها به رحمت رحمانى او در نظام تكوين لحظه به لحظه نيازمند است كه برحمت رحيمى او براى رسيدن بكمال و براى غفران لغزشها و تقصيرات خود شديدا محتاج است، يونس نبى عاجزانه صدايش بلند است «لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ»[١].
آدم و حوّا (ع) قبل از يونس اقرار كردند كه رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ بنوح (ع) خطاب شده است إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجاهِلِينَ به افضل انبياء (ص) گفته شده است عَفَا اللَّهُ عَنْكَ لِمَ أَذِنْتَ خدا از تو بگذرد چرا به اينان اجازه تخلف از جهاد را دادى وَ وَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدى ترا خدايت گمراه يافت و راهنمائى كرد و امثال اين خطابات عتابآميز به انبياى گرام كه كاملين بشريتاند زياد است.
البته كه انبياء معصومند ولى عصمت آنه حدى دارد و تازه در عصمت خود باز محتاج رحمت پروردگاراند، انسان متدين نبايد بغرور و حماقت مبتلا شود و خود را بعمل صالح خود بيمه و محفوظ بداند و نفس خود را
[١] - جز تو معبودى نيست تو منزه از هر عيبى من ستمكارم