تسنيم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٩ - معناى عبادت
بارى عظمت خداوند لا يتناهى است و او خالق و رب همه اشيا است و قادر بر هرچيز، تنها او مستحق عبادت و پرستش است و مسلمان نبايد جز خدا كسى را بپرستد و همين است درسيكه قرآن مكرر در مكرر بمردم ميدهد و شكى در آن نيست. در پايان به اين فرمايش امام جعفر صادق (ع) كه بسند صحيح از آنجناب روايت شده است توجه كنيد: بندگان بر سه قسماند: مردمى كه خدا را از روى ترس عبادت ميكنند، و اين عبادت بردگان است، و مردميكه خداوند عز و جل را براى ثواب خواستن پرستش ميكنند و اين عبادت مزدوران است و مردميكه خداوند عز و جل را از روى محبت و دوستى عبادت ميكنند و اين عبادت آزادگان است و برترين عبادتها.
بارى محبت با خداوند مهربان و فياض بالاترين درجات ايمان و اساس عبادت است. «و هل الايمان الا الحب»؟
|
نيست ما را بجز از وصل تو ديگر هوسى |
اين تجارت ز متاع دو جهان ما را بس |
|
|
يار با ماست چه حاجت كه زيادت طلبيم |
دولت صحبت آن مونس جان ما را بس |
|
|
نيست بر لوح دلم جز الف قامت يار |
چكنم حرف ديگر ياد نداد استادم |
|
|
سايه طوبى و دلجوئى حور و لب حوض |
بهواى سر كوى تو برفت از يادم |
|
|
خلاف طريقت بود كاولياء |
تمنا كنند از خدا جز خدا |
|
وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
١- تمام كائنات بشمول انسان در هر لحظه محتاج به اضافه و امداد خداوند است، ماهيّت امكانى همانگونه كه در ابتدا محتاج به اراده خداوند و ايجاد اوست در ادامه وجود خود نيز چنان است، و انسان بمقتضاى سعه وجودى و وسعت تمايلات خود بيشترين احتياج را به خارج خود دارد كه بايد بر اساس قانون عليت و رشته اسباب نيازهاى خود را تأمين كند و مسبّب الاسباب خداوند است، و همين است معناى ضرورت استعانت و كمكخواهى از خداوند.