حكمت نامه حضرت عبد العظيم الحسنى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٦٧ - تفاوت استعدادهاى اكتسابى
قرار مىدهند. امام على عليه السلام، اين هنر بزرگ تبليغاتى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را چنين توضيح مىدهد:
طَبيبٌ دَوّارٌ بِطِبِّهِ، قَد أحكَمَ مَراهِمَهُ، وأحمَى مَواسِمَهُ. يَضَعُ ذلِكَ حَيثُ الحاجَةُ إلَيهِ، مِن قُلوبٍ عُميٍ، وَ آذانٍ صُمٍّ، وَ ألسِنَةٍ بُكمٍ. مُتَتَبِّعٌ بِدَوائِهِ مَواضِعَ الغَفلَةِ، وَ مَواطِنَ الحَيرَةِ.[١]
طبيبى است كه در ميان بيماران مىگردد تا دردشان را درمان كند. داروها و مرهمهاى خود را مهيّا كرده است و ابزار جرّاحى خويش را گداخته است تا هر زمان كه نياز افتد، آن را بر دلهاى نابينا و گوشهاى ناشنوا و زبانهاى ناگويا بگذارد. با داروهاى خود، در پىِ يافتن غفلتزدگان و سرگشتگان وادى ضلالت است.
استاد شهيد مرتضى مطهّرى رحمه الله، توضيح جالبى در باره اين سخن دارد كه متن آن، چنين است:
پيغمبر صلى الله عليه و آله، ابزار و وسايلى كه به كار مىبُرد. يك جا قدرت و مِيسَم [/ داغ] به كار مىبُرد، يك جا مرهم. يك جا با خشونت و صلابتْ رفتار مىكرد، يك جا با نرمى؛ ولى مواردش را مىشناخت .... در همه جا از اين وسايل كه استفاده مىكرد، در جهت بيدارى و آگاهى مردم استفاده مىكرد. شمشير را جايى مىزد كه مردم را بيدار كند، نه به خواب كند. اخلاق را در جايى به كار مىبُرد كه سبب آگاهى و بيدارى مىشد. شمشير را در جايى به كار مىبُرد كه دل كورى را بينا مىكرد، گوش كرى را شنوا مىكرد، چشم كورى را باز مىكرد، زبان گنگى را گويا مىكرد؛ يعنى تمام وسايلى كه پيغمبر به كار مىبُرد، در جهت بيدارى مردم بود.[٢]
دسته سوم: كسانى كه آلودگى اكتسابى آنان به مرحله خطرناك و غير قابل علاج رسيده است.
اين گروه، در مكتب انبياى الهى، مردهاى ميان زندگان (ميّتُ الأحياء) و مرده
[١]. نهج البلاغة: خطبه ١٠٨.
[٢]. مجموعه آثار استاد شهيد مطهّرى: ج ١٦ ص ١٠٨.