حكمت نامه حضرت عبد العظيم الحسنى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠ - ٣ حكمت حقيقى
٣. حكمت حقيقى
حكمت حقيقى، نورانيّت و بصيرتى است كه در نتيجه به كار بستنِ حكمت عملى در زندگى، براى انسان، حاصل مىگردد. در واقع، حكمت علمى، مقدّمه حكمت عملى، و حكمت عملى، سرآغاز حكمتِ حقيقى است و تا انسان بدين پايه از حكمت نرسيده است، حكيمِ حقيقى نيست، هر چند بزرگترين استاد حكمت باشد.
حكمت حقيقى، در واقع، همان جوهر دانش و نورِ دانش و دانشِ نور است. از اين رو، خواصّ دانش حقيقى و آثارش، بر آن، مترتّب مىگردد، كه از مهمترينِ آنها بيم از خداوند متعال است:
إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ.[١]
از بندگان خدا، تنها دانايان اند كه از او بيم دارند.
در كلام پيامبر خدا، حكمت حقيقى، عيناً بر اين اثر، منطبق شده است، آن جا كه مىفرمايد:
خَشيَةُ اللَّهِ رَأسُ كُلِّ حِكمَةٍ.[٢]
بيم از خداوند عز و جل، اساس هر حكمتى است.
حكمت حقيقى، جاذبهاى عقلانى بر ضدّ كششهاى نفسانى است[٣] كه هر اندازه در جان انسانْ قوّت يابد، به همان اندازه، تمايلات نفسانى در او ضعيف مىشوند،[٤] تا آن جا كه كاملًا از بين مىروند.[٥] در اين حال است كه عقل به طور كامل، زنده
[١]. فاطر: آيه ٢٨.
[٢]. حلية الأولياء: ج ٢ ص ٣٨٦، مسند الشهاب: ج ١ ص ٥٩ ح ٤١.
[٣]. اشاره است به روايتى از امام صادق عليه السلام:« الحكمة ضدّ الهوى؛ حكمت، ضدّ هوس است»( الخصال: ص ٥٩١ ح ١٣).
[٤]. اشاره است به حديثى از امام على عليه السلام:« كلّما قويت الحكمة ضعفت الشهوة؛ هر گاه حكمت نيرومند گردد، خواستههاى نفسانى ضعيف مىشوند»( غرر الحكم: ح ٧٢٠٥).
[٥]. اشاره است به حديثى از امام على عليه السلام در وصف مؤمن:« ميتة شهوته؛ خواستههاى نفسش مُردهاند»( نهج البلاغة: خطبه ١٩٣).