حكمت نامه حضرت عبد العظيم الحسنى - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠١ - شرح
مىشوند، موصوف نمىگردد؛ ليكن چون خداوند به درون بندگان، آگاه است و مىداند كه آنها از كفر و الحاد و گمراهى بر نخواهند گشت، لطف و كمك خود را از آنها گرفته است و آنها را به اختيار خودشان گذاشته است».
از ايشان، معناى خدا بر دلهايشان و بر شنوايى آنان، ختم نموده است[١] را پرسيدم.
فرمود:" ختم"، مهر زدن به دل كافران است به سبب عقوبت بر كفر آنها، همان طور كه خداوند فرموده: خدا به جهت كفرى كه در نهاد آنهاست، بر دل آنها مهر زده است و جز اندكى، ايمان نخواهند آورد»[٢].
از ايشان پرسيدم: آيا خداوند، بندگان خود را به معصيت، مجبور مىكند؟
فرمود: «خداوند، بندگان خود را صاحب اختيار ساخته و به آنها مهلت داده كه توبه كنند».
گفتم: آيا خداوند، بندگان را به كارهايى كه از طاقت آنها خارج است، تكليف مىكند؟
فرمود: «چگونه اين عمل را انجام مىدهد، در صورتى كه خود فرموده است:
خداوند به بندگان خود، هرگز ستم نمىكند[٣].
امام عليه السلام سپس فرمود: «پدرم موسى بن جعفر از پدرش روايت مىكرد كه مىفرمود: هر كس گمان كند كه خداوند متعال، بندگانش را به معاصى مجبور مىكند، و يا آنها را به كارهايى كه از طاقتشان بيرون است تكليف مىنمايد، از ذبيحه او نخوريد، شهادت او را نپذيريد، پشت سر او نماز نگزاريد و به او چيزى از زكات ندهيد».
شرح
بحث جبر و تفويض، از ديرباز، ذهن انسانها را به خود مشغول ساخته است. اگر به
[١]. بقره: آيه ٧.
[٢]. نساء: آيه ١٥٥.
[٣]. فصّلت: آيه ٤٦.