هدف زندگی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥ - ریشه اخلاق فردی و اجتماعی

به خود انسان برمی‌گردد و دیگر با «پاکباختگی» جور درنمی‌آید.

ثانیا اگر خدایی در عالم نباشد و نظام و هدفی در کار نباشد و اگر یک نوع وابستگی باطنی میان اشیاء و انسانها برقرار نباشد، خود لذت بردن که ما بر اساس آن ساخته شده‌ایم، آیا نباید گفت غلطی در طبیعت است؟ لذت در ما هست اما یک اشتباه است، زیرا هر لذتی از لذات مادی به خاطر نیازی است که طبیعت دارد. شوپنهاور می‌گوید: طبیعت برای اینکه افراد انسان را گول بزند و به دنبال مقاصد خودش بفرستد، لذتهایی را در کام بشر ریخته است و بدین‌ وسیله او را گول زده و به دنبال هدفهای خود فرستاده است.

مثلا هدف طبیعت این است که نسل باقی بماند. حال اگر به بشر فرمان بدهد که تو به خاطر بقای نسل ازدواج کن، زحمت بکش و زن و بچه را نان بده، بشر عاقل چنین کاری نمی‌کند. ولی برای آنکه بشر را گول بزند و به دنبال هدفهای خود بفرستد، این لذت را در کام او گذاشته به طوری که خود به طوع و رغبت و اختیار و با کمال میل ازدواج می‌کند.

به ‌هر‌حال هر لذتی بر اساس یک نیاز است. اگر از خوردن یک غذا لذت می‌بریم به خاطر آن است که طبیعت ما به آن ماده احتیاج دارد و اگر لذت نبریم نمی‌خوریم. از نوشیدن آب لذت می‌بریم زیرا طبیعتمان به آب احتیاج دارد. از خواب لذت می‌بریم زیرا احتیاج داریم. یعنی هر لذتی بر اساس یک نیاز واقعی است، همچنان‌که هر دردی بر اساس یک مانع است. فلسفه لذتهای مادی روشن است: کارهای حکیمانه‌ای در