هدف زندگی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠ - ریشه اخلاق فردی و اجتماعی
انجام نمیدهد اگرچه از یک لحاظ باشد، و در وجدان خود برای آن «باید»ی درست میکند) پس هر کاری را که انسان اختیار و انتخاب میکند، به قول طلاب به دلالت التزامی به دیگران میفهماند که این، کار خوبی است. وقتی من کاری را انجام میدهم، به زبان بیزبانی به جامعه میگویم کار من خوب است و باید اینچنین کار کرد، شما هم چنین بکنید.
میÈگوید هر کار جزئی در بطن خود یک کلیتی دارد، یعنی هر کاری که انسان به طور فردی انجام میدهد، گویی میخواهد به جامعه بگوید اینچنین باید کار کرد و طبعا جامعه وادار میشود که اینچنین کار بکند. یعنی هر کس در کار خود، خودش را سرمشق دیگران قرار میدهد. پس انسان، هم مسئول خود است و هم مسئول دیگران، زیرا به کار خود ارزش میدهد و آن را خوب میداند و از این رو دیگران را هم به انجام آن دعوت میکند.
از اینجا مسئله مسئولیت را طرح میکنند که هر فردی در جهان مسئول خود و دیگران است.
رد این نظریهاکنون میپرسیم این «مسئولیت» چیست و چه معنایی دارد؟ مسئولیت یک امر مادی نیست، یک امر معنوی به معنای غیر مادی است. در مکتب مادی باید جواب این سؤالات را بدهند. حداقل این است که بگویند انسان دارای وجدانی است که او را مورد سؤال قرار میدهد، مانند