مسئلۀ حجاب ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٣ - ادلّه موافق
مُحَمَّدٍ. قالَ جابِرٌ: فَنَظَرْتُ الَی الدَّمِ ینْحَدِرُ مِنْ قُصاصِها حَتّی عادَ وَجْهُها احْمَرَ، فَما جاعَتْ بَعْدَ ذلِک الْیوْمِ [١].مضمون حدیث بهطور اختصار این است: جابر میگوید: در خدمت رسول خداصلی الله علیه و آله به در خانه فاطمه علیها السلام آمدیم. رسول خدا سلام کرد و اجازه ورود خواست.فاطمه علیها السلام اجازه داد. پیغمبر اکرم فرمود: با کسی که همراه من است وارد شوم؟زهرا علیها السلام گفت: پدر جان! چیزی بر سر ندارم. فرمود: با قسمتهای اضافی روپوش خودت سرت را بپوشان. سپس مجدداً استعلام کرد که آیا داخل شویم؟ پاسخ شنیدیم:
بفرمایید. وقتی وارد شدیم چهره زهرا علیها السلام آنچنان زرد بود که مانند شکم ملخ مینمود. رسول اکرم صلی الله علیه و آله پرسید: چرا چنین هستی؟ جواب داد: از گرسنگی است [٢]. پیغمبر اکرم دعا فرمود که خدایا! دختر مرا سیر
[١]. کافی ج ٥/ ص ٥٢٨ و وافی مجلد ١٢ ص ١٢٤ و وسائل ج ٣/ ص ٢٧[٢]. پس از نشر چاپ اول این کتاب، بعضی از ما توضیح خواستند که چگونه ممکن است چهره دختر پیغمبر اکرم از گرسنگی زرد باشد؟ چرا و به چه دلیل گرسنه بودهاند؟.
از پرسش کنندگان متشکریم که سؤال خود را با ما در میان گذاشتند. باید به دو نکته توجه داشته باشند:یکی اینکه زندگی آن روز مسلمانان در مدینه غالباً به سختی میگذشت. جنگها و کشمکشها خودبه خود بر اقتصاد لاغر مدینه ضربه میزد و گاهی توأم میشد با خشکسالی، چنانکه در سالی که غزوه تبوک اتفاق افتاد خشکسالی سختی روی داده بود و لهذا سپاه تبوک را «جیش العسرة» نامیدند. اصحاب صُفّه گاهی آنچنان در سختی بودند که جامه کافی برای شرکت در نماز جماعت نداشتند. رسول خدا روزی پردهای در خانه دخترش زهرا آویخته دید، کراهت نشان داد. زهرا فوراً آن را پیش پدر فرستاد و رسول خدا آن را تکه تکه کرد و به اصحاب صفه داد.
نکته دیگر اینکه درست است که علی مرد کار بود، علاوه بر حقوق سربازی و غنائم جنگی کارهای کشاورزی داشت و احیاناً با مزدوری در باغهای دیگران تحصیل روزی میکرد، ولی علی و زهرا کسانی نبودند که خود سیر بخوابند و در اطراف آنها شکمها گرسنه باشد. آنها آنچه به کف میآوردند به دیگران ایثار میکردند. سوره مبارکه «هَلْ اتی» در همچو