مسئلۀ حجاب ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٨ - بخش سوم فلسفه پوشش در اسلام
نشان میدادند به حرم خود میآورد. هر زمان که میل تجدید حرم میکرد نامهای چند به فرمانروایان اطراف میفرستاد و در آن وصف زن کامل عیار را درج میکرد. پس عمّال او هر جا زنی را با وصف نامه مناسب میدیدند به خدمت میبردند.».
از این گونه جریانها در تاریخ قدیم بسیار میتوان یافت. در جدید این جریانها به شکل حرمسرا نیست، به شکل دیگر است، با این تفاوت که در جدید لزومی ندارد کسی به اندازه خسروپرویز و هارون الرشید امکانات داشته باشد. در جدید به برکت تجدد فرنگی، برای مردی که یک صدهزارم پرویز و هارون امکانات داشته باشد میسراست که به اندازه آنها از جنس زن بهره کشی کند.
٢. هیچ فکر کردهاید که حس «تغزّل» در بشر چه حسی است؟ قسمتی از ادبیات جهان عشق و غزل است. در این بخش از ادبیات، مرد، محبوب و معشوق خود را ستایش میکند، به پیشگاه او نیاز میبرد، او را بزرگ و خود را کوچک جلوه میدهد، خود را نیازمند کوچکترین عنایت او میداند، مدعی میشود که محبوب و معشوق «صد مُلک جان به نیم نظر میتواند بخرد، پس چرا در این معامله تقصیر میکند»، از فراق او دردمندانه مینالد.
این چیست؟ چرا بشر در مورد سایر نیازهای خود چنین نمیکند؟ آیا تاکنون دیدهاید که یک آدم پول پرست برای پول، یک آدم جاه پرست برای جاه و مقام غزلسرایی کند؟! آیا تاکنون کسی برای نان غزلسرایی کرده است؟ چرا هر کسی از شعر و غزل دیگری خوشش میآید؟ چرا همه از دیوان حافظ اینقدر لذت میبرند؟ آیا جز این است که همه کس آن را با زبان یک غریزه عمیق که سراپای وجودش را گرفته است منطبق میبیند؟ چقدر اشتباه میکنند کسانی که میگویند یگانه عامل اساسی فعالیتهای بشر عامل اقتصاد است!!.
بشر برای عشقهای جنسی خود موسیقی خاصی دارد، همچنانکه برای