مسئلۀ حجاب ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥ - ریاضت و رهبانیت
مسئلۀ حجاب، ص: ٣٥
یکی از علل پدیدآمدن این گونه افکار و عقاید، تمایل بشر برای وصول به حقیقت است. این تمایل در بعضی افراد فوق العاده شدید است و اگر با این عقیده ضمیمه گردد که کشف حقیقت از برای روح آنگاه حاصل میشود که بدن و تمایلات بدنی و جسمانی مقهور گردد، قهراً منجر به ریاضت و رهبانیت میگردد. به عبارت دیگر، این
اندیشه که وصول به حق جز از راه فنا و نیستی و مخالفت با هوای نفس میسر نیست، علت اصلی پدیدآمدن ریاضت و رهبانیت است.
علت دیگر پدیده ریاضت آمیخته بودن لذات مادی به پارهای از رنجهای معنوی است. بشر دیده است که همواره در کنار لذتهای مادی یک عده رنجهای روحی وجود دارد. مثلًا دیده است که هر چند داشتن ثروت موجب یک سلسله خوشیها و کامرانیهاست اما هزاران ناراحتیها و اضطرابها و تحمل ذلتها در تحصیل و در نگهداری آن وجود دارد. بشر دیده است که آزادی و استغناء و علوّ طبع خود را به واسطه این لذات مادی از دست میدهد؛ از این رو از همه آن لذات چشم پوشیده، تجرد و استغناء را پیشه خود ساخته است.
شاید در ریاضت هندی، عامل اول و در فقرطلبی کلبی یونانی عامل دوم
خود غایت وجود را در کسب فضیلت دانست ولی فضیلت را در ترک همه تمتعات جسمانی و روحانی میدانست. گفتهاند:
«از این جهت او و پیروانش را کلبیون میگفتند که گفتگوهای انتیس طینس در محلی از شهر آتن واقع میشد که به مناسباتی آنجا را «سگ سفید» میخواندند؛ و نیز به سبب اینکه پیروان او در شیوه انصراف از دنیا و اعراض از علایق دنیوی چنان مبالغه کردند که از آداب و رسوم معاشرت و لوازم زندگانی متمدن نیز دست برداشته حالت دام و دد اختیار نمودند، با لباس کهنه و پاره و سر و پای برهنه و موی ژولیده (مانند هیپیهای عصر ما) میان مردم میرفتند و در گفتگو هرچه بر زبان میگذشت بیملاحظه میگفتند، بلکه در زخم زبان اصرار داشتند و به فقر و تحمل رنج و درد سرفرازی میکردند و همه قیود و حدودی که مردم در زندگانی اجتماعی بدان مقید شدهاند ترک کرده حالت طبیعی را پیشه خود ساخته بودند.» (سیر حکمت در اروپا، جلد اول صفحه ٧٠)