مسئلۀ حجاب ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٠ - شرکت زن در مجامع
قُلوبُکما» [١] کیانند؟ تا آنکه در سفر حج همراه او شدم. یک روز فرصتی پیش آمد، ضمن اینکه آب وضو روی دستش میریختم گفتم یا امیرالمؤمنین! آن دو زن که خداوند در قرآن به آنها اشاره میکند و میفرماید: «انْ تَتوبا الَی اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلوبُکما» کدامند؟ گفت:
عجب است از تو که چنین پرسشی میکنی. آنها عایشه و حفصه میباشند. آنگاه خود عمر داستان را اینچنین تفصیل داد:
من و یکی از انصار در قسمت بالای شهر مدینه که با مسجد و مرکز مدینه فاصله داشت منزل داشتیم. من و او با هم قرار گذاشته بودیم به نوبت، یک روز در میان، هر کدام از ما به مسجد و مرکز مدینه برویم و اگر چیز تازهای رخ داده بود به اطلاع دیگری برسانیم.
ما مردم قریش تا در مکه بودیم بر زنان خویش مسلط بودیم [٢] اما مردم مدینه برعکس بودند، زنان آنان بر ایشان تسلط داشتند. تدریجاً اخلاق زنان مدینه در زنان ما اثر کرد. یک روز من به همسرم خشم گرفتم. او برخلاف انتظار جواب مرا پس داد.
گفتم: جواب مرا پس میدهی؟! گفت: خبر نداری که زنان پیغمبر رویشان با او باز است و با او یک و دو میکنند و گاه یکی از آنان یک روز تمام با پیغمبر قهر میکند.
از شنیدن این سخن سخت ناراحت شدم، گفتم به خدا قسم کسی که
[١]. تحریم/ ٤: «اگر توبه کنید (بجا و لازم است) زیرا دلهای شما منحرف شده است.» این آیه مربوط به دو نفر از زنان رسول اکرم است که رسول خدا یک مطلب سرّی به آنان گفت و آنان مرتکب خطا شدند و فاش کردند.[٢]. در روایت دیگری که صحیح مسلم، ج ٤/ ص ١٩٠ نقل میکند عمر میگوید: «وَاللَّهِ انْ کنّا فِی الْجاهِلِیةِ ما نَعُدُّ لِلنِّساءِ امْراً حَتی انْزَلَ اللَّهُ تَعالی فیهِنَّ ما انْزَلَ وَ قَسَمَ لَهُنَّ ما قَسَمَ ...» یعنی به خدا ما در جاهلیت برای زنان شأنی قائل نبودیم، تا خداوند (در قرآن) درباره آنان آیاتی نازل کرد و حقوق و بهرههایی برایشان قائل شد.